![]() |
![]() |
|
|
در قرآن مجيد در پنج مورد در سوره شعرآء آيات 109-127-145-164-180 كه شرح حال حضرت نوح و لوطو هود و صالح و شعيب بيان شده به يك نسق و منوال پاسخ آنها را به قوم خود بيان ميكند كه هر يك از آنها گفته اند:"من از شما هیچگونه پاداش و مزدي درخواست نمي كنم ؛ پاداش من فقط بر خداي تعالي پروردگار جهانيان است." مزد هركس بر عهده كسي است كه اورا اجير كرده و ماموريت داده است،مزد پيامبران نيز بر باعث و آمر آنان يعني خداوند تبارك و تعالي است. و اين حقيقت را مي توان دليل بر صحت نيوت و دعوي پيغمبر گرفت، چون كسي كه از ناحيه غير خدا بر مردم حكومت كند خواهي نخواهي براي منظور و مقصدي حكومت ميكند همان منظور و مقصد اجر و مزد او خواهد بود و وصول به آن هدف پاداش و جزاي او محسوب ميشود. حضرت رسول اكرم محمد بن عبد الله صلي الله عليه و آله نيز از اين حكم كلي استثنا نشده اند و از مردم تقاضاي مزدي ننموده اند.در آيه 90 از سوره انعام كه مكالمه آن حضرت با قوم خود را بيان ميفرمايد،خدا به آن حضرت امر ميكند كه :"بگو من از شما هيچ پاداشي نمي خواهم ؛نزول قرآن در مقابل مزد و جزايي نيست و نازل نشده است مگر براي آنكه موجب تذكر و يادآوري جهانيان شود و آنها را بيدار كند." ولي در آيات قرآن دو مورد به چشم مي خورد كه حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله در مقابل نبوت و زحمات رسالت مزد و اجر از امت خود خواسته اند. اول: در سوره فرقان آيه 57:" بگو اي پيغمبر من از شما مزدي طلب نمي كنم؛ مزد من همان راهي است كه مردم به سوي خداي خود بجويند و آن طريقي است كه بسوي پروردگار خود پيدا كنند."
دوم:"در سوره شوري آيه 23 :"بگو اي پيغمبر من از شما مزدي نمي خواهم مگر آنكه با نزديكان من محبت و مودّت بنماييد." در آيه اول راه پيدا نمودن به سوي خدا استثناء شده و در آيه دوم مودت ذوي القربي .اين دو عنوان داراي يك حقيقت واحده هستند ؛ راه خدا همان مودت ذوي القربي است و مودت به ذوي القربي همان راهي است كه بنده براي وصول به مقام توحيد اتخاذ ميكند. يعني هر مسلماني كه بخواهد مزد پيغمبر خود را داده باشد حتما بايد در راه وصول به مقام توحيد و اتصاف به صفات حضرت حق جل و علا در تكاپو باشد، و وصول به اين مقام و اتصاف به اين صفات فقط و فقط در سايه مودت به ذوي القربي حاصل خواهد شد. ثانیاً اين استثنا منافاتي با عموم آيات داله بر عدم مزد و اجر ندارد ؛ زيرا آياتي كه دلالت دارد بر آنكه پيغمبران و پيغمبر اسلام اجر و مزد طلب نمي كنند منظور اجر و مزدي است كه راجع به خود آنان باشد و عائد بر خود آنان گردد و اما اجر و مزدي كه عائد مردم گردد كه همان اتصاف به صفات ربوبي و خروج از عالم بهيميت و وصول به ذروه انسانيت است منظور و مقصود هر پيغمبري است و هدف پيغمبر اسلام نيز چنين بوده است. قسمتهایی از کتاب "رساله مودت" از مکتوبات حضرت علامه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی
شکر خدا که در دل ما شیعیان محبت به اهل بیت موج میزند و باید این محبت را تشدید کنیم و با تلاش در راه رسیدن به مقام توحید و فنا شدن در ذات حضرت حق اجر و مزد پیامبر عزیزمان را به بهترین شکل پرداخت کنیم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/04/13ساعت 19:49 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
هيچ عبادتي بدون توبه مورد قبول الهي واقع نمي شود. همه عبادتها بايد از دريچه توبه عبور كنند.
تمام عبادتها بر 2 دسته هستند: باطل و معمول (اگر عبادتهاي ما باطل باشند هيچ اثري براي ما ندارند و موجب مجازات الهي قرار ميگيريم مثلا با لباس غصبي نماز بخوانيم كه اين نماز باطل است و يا قبل از مغرب روزه خود را افطار كنيم كه اين روزه باطل مي شود و ...) عبادتهاي معمول هم به 2 دسته تقسيم مي شوند: مردود و مقبول (عبادتهاي مقبول هم موجب كسب ثوابهاي اخروي ميشود و هم انسان را به كمال مي رساند البته درجات مختلف دارد مثلا در ماه رمضان همه روزه ميگيرند و آنهايي كه روزه هايشان مورد قبول الهي واقع مي شود ممكن است جزو عوام باشند و يا خواص و يا اخص الخواص باشند. و اما عبادتهاي مردود باعث مي شود فرد برائت الزمه برايش حاصل شود ومشمول مجازات الهي قرار نمي گيرد اما اثر ديگري ندارد مثلا فردي كه نماز مي خواند اما نيتش خالص نيست و براي ريا مي خواند . ) با توجه به اينكه خداوند هرگز كار عبث و بيهوده انجام نمي دهد بايد بدانيم كه هيچ عبادتي براي ما تكليف نشده كه براي ما سود و فايده اي نداشته باشد و براي اينكه به فوايد عبادتها و اثرات مطلوبي كه هم در دنيا دارند و هم در آخرت دست پيدا كنيم يعني عبادتهايمان مورد قبول الهي واقع شود بايد قبل از هر عبادتي توبه كنيم. سعي كنيم قبل از اينكه به زيارت مشرف شويم توبه كنيم قبل از سفر به مكه و محرم شدن توبه كنيم . امامان ما با وجود اينكه معصوم بودند قبل از هر عملي توبه مي كردند مثلا حضرت علي عليه السلام ابتداي دعاي كميل را با توبه آغاز مي كند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/04/08ساعت 11:46 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
1- عدم وجود ايده آل در زندگي اگر ايده آلهاي زندگي مقطعي باشد پس از رسيدن به يك ايده آل و فقدان ايده آلهاي بعدي دچار پوچي مي شويم.بايد ايده آلهاي عالي و مقدس در زندگي داشته باشيم. در سير وسلوك الي الله ايده آل نهايي مساوي است با فناي در ذات الهي يا بقاي بعد از فنا كه البته براي رسيدن به اين ايده آل نهايي بايد ايده آلهاي متوسط داشته باشيم و بعد از رسيدن به هر كدام از ايده آلهاي متوسط به سراغ ايده آل متوسط بعدي برويم تا پله پله به هدف نهايي نزديك شويم. ۲-جهل به معماي آفرينش گاهي انسان در اثر جهل در اسرار خلقت و در اثر عدم رضايت از نقش خود در سيستم هستي(مثلا مي گويد چرا من زن خلق شده ام؟ يا چرا من مرد خلق شده ام؟ چرا چهره من به اين گونه است و زيبا تر نيستم؟ چرا در فلان كشور به دنيا نيامده ام؟و...) دچار نوعي پوچي مي شود.البته اين احساس نارضايتي بر اثر عدم معرفت به حكمت هاي الهي حاصل مي شود ،چرا كه اگر به حكمت الهي اعتماد داشته باشيم مي دانيم كه تمام افعال الهي داراي حكمت خاصي است. ۳-جهل به اسرار معاد و مرگ انسان اگر در اثر جهل به مرگ آن را نقطه پايان بداند،قطعا به نوعي پوچي مي رسد.انسان بايد مرگ را آغازي براي زندگي ديگر بداند. فرد سالك با معرفت به اسرار معاد هيچ وقت ذره اي از كار خير و شر را در هستي بي حساب نمي داند ،پس دچار پوچي نمي شود. 4-حس گرايي مطلق! انسان در اثر اصالت به حس از امور عقلي و عوالم غيبي غافل مي شود.يعني براي هر چيز به دنبال دلايلي است كه با حواس 5 گانه تاييد شود.در اثر اين اصالت نوعي زندگي حيواني مي يابد چون محدوده حس بسيار تنگ است لذا زندگي را دچار تنگي و پوچي مي كند.بايد پذيرفت كه خيلي از حقايق در عالم با حس قابل درك نيست و بايد به عقل و دل و وحي هم توجه داشت. ۵-تغيير ارزشها در جامعه در اثر دگرگون شدن ارزشها در جامعه انسان دچار پوچي مي شود.مثلا زماني احترام به افراد مخصوصا بزرگتر ها در جامعه بسيار ارزشمند بود و موي سفيد احترام همه را جلب مي كرد ولي امروزه افراد كمتر با احترام با يكديگر برخورد مي كنند.حتي در خيلي از جمع هاي دوستي براي ابراز رفاقت بيشتر ،همديگر را با القاب زشت صدا مي كنند!!!!!!! ديگر جوان ها هيچ احترامي براي افراد مسن قائل نيستند. زندگي مدرن ارزشهاي الهي و اخلاقي را مورد تهديد قرار داده و انسانها را به پوچي مي كشاند. ۶-مادي گرايي و دنيا گرايي گر اصالت به حيات دنيوي داده شود در نتيجه آخرت و خلقت و... عبث و بيهوده به نظر مي رسد و انسان را به پوچي مي كشاند. 7-شرايط نامناسب اجتماعي در اين شرايط به جهت سردي عاطفي انسان به پوچي مي رسد.همه افراد به فكر منفعت خود هستند.و افرادي كه از اين قافله عقب مي مانند دچار پوچي مي شوند. 8-اختلالات تربيتي گاهي افراد تحت تربيت هاي نادرست قرار مي گيرند و به مرور زمان احساس پوچي به سراغشان مي آيد. 9-وراثت يكي ديگر از عوامل احساس پوچي بيماري هاي روحي و رواني است كه ممكن است از طريق وراثت به افراد منتقل شود. 10-عدم ارتباط با اولياء الهي و امام زمان (عجل الله) اگر ارتباط ما با حضرت صاحب الزمان دائمي و هميشگي باشد هرگز دچار پوچي نمي شويم. به طور كلي مهم ترين سرچشمه پوچي اين است كه زندگي و خلقت را جدا از خداوند بدانيم . خداوند به زندگي معنا مي دهد و سختي ها را قابل تحمل مي كندو در دنيا به انسان شهامت و قدرت مي بخشد. عشق ورزیدن به خداوند باعث میشه همیشه در زندگی احساس خوبی داشته باشیم
امیدوارم هرگز در زندگی احساس پوچی به شما دست نده چون خیلی حس تلخ و خطرناکیه.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/03/20ساعت 10:10 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
السلام علیک یا ابا عبدالله خدا را شکر از این نعمت که بخشید به من داغ غـم سبـط پـیمبـر غـــــــــم سنگیــن مـولا بر دل مـن ز هـر سـوز و گـدازی آشناتـر خدایـــا مـهـر و الـطاف حسـینی نصیب و روزی ما کن به محشر از وقتی بچه بودیم پدر و مادرامون امام حسین (ع) و مسائل کربلا رو برامون خیلی مهم جلوه دادند و ما رو بردند به مجالس غزا . اونها بودند که عشق امام حسین (ع) و بچه هاشون رو تو قلب ما پرورش دادند . اما همه ی این کار ها فقط تو روزهای محرمه و اگر خیلی دیگه بیشتر بشه تا آخر صفر به فکر کربلا هستیم . اونم چی ؟؟؟؟ فقط یاد گرفتیم توی اون روزها دلمون بسوزه و اشک بریزیم البته اشک ریختن برای مصیبت های امام (ع) خیلی ارزش داره اما همه ی ماجرا این که نبوده !! مگر نه اینکه گفته اند " کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا " امام حسین (ع) و یاران بزرگوارشون جنگ نکردند که ما فقط گریه کنیم . اونها حرف داشتند می خواستند به من و شما که حتی این همه سال بعد از اون ماجرا داریم زندگی می کنیم درس بدهند . بر این اساس تصمیم گرفتم از خطبه حضرت زینب در کوفه شروع کنم که خیلی خیلی مهمه . حضرت در صحبتهای گرانبهاشون خیلی مسائل مهمی است که وظیفه هر مسلمان عاشق امام حسین (ع) که خطبه حضرت زینب و بدونه و درک کنه .
اگر موافقید یه یا حسین بگو و منتظر ادامه مطلب باش یا حسین (علیه السلام )
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/03/17ساعت 15:18 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
توبه در لغت به معني برگشت از ريشه (تاب، يتوب) مي باشد. در قرآن اين كلمه هم براي خدا به كار رفته و هم براي بنده!!!!! خدا بر مي گردد از غضب به رحمت .از غضبش نسبت به بنده بر مي گردد.دريچه هاي توفيق را كه به روي انسان بسته باز مي كند. بنده از هرچه غير خداست به سوي خدا بر مي گردد.از شقاوت به سعادت بر ميگردد. توبه يكي از تعاليم حقيقي است كه در حال حاضر فقط اختصاص به اسلام دارد، علامه طباطبايي صريحاً مي فرمايد كه مسئله توبه فقط و فقط در شريعت اسلام است.نه يهوديها و نه مسيحيان توبه را به اين گونه كه در اسلام هست ندارند.مثلاَ در مسيحيت اگر فردي بخوهد پاك شود اعتراف به گناه مي كند و پول به كشيش مي دهد !! در واقع بهشت را مي خرد. البته در زمان زندگي حضرت مسيح توبه وجود داشته اما در حال حاضر به دليل تحريفات به اين شكل درآمده است. توبه اولين منزل از منازل سلوك الي الله است.اگر انسان بخواهد به خدا برسد بايد اول از باب توبه وارد شود.بدون توبه نمي توان به درجه قرب الهي رسيد. توبه نشانه آدميت انسان است چون موجودات ديگر اعم از حيوانات و جماد و نبات هيچكدام توبه نمي كنند. توبه يك انقلاب قلبي و روحي و رواني است يعي توبه لفظ نيست بلكه يك حالت روحي و باطني است. لفظ و لسان فقط اعلام توبه است و آن حالت دروني خود توبه است.
حالات روحي كه منجر به توبه ميشود: 1- پشيماني از گناه و خطا 2-شرمندگي و خجالت(از خداوند و صاحب الزمان) 3-حسرت و ندامت اگر اين سه حالت روحي در كسي رخ دهد انقلابي در درونش ايجاد مي شود و او تغيير مسير مي دهد و توبه ميكند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/03/10ساعت 17:4 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/03/10ساعت 16:3 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
سالروز شهادت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)را بر صاحب عصر و الزمان تسلیت عرض مینماییم امام صادق (عليه السلم) نقل مي فرمايد كه: وقتي مهاجمان به خانه علي يورش بردند كه درب خانه را بشكنند يا بسوزانند و وارد منزل شوند حضرت زهرا پشت درب منزل رفته و خطاب به همچنين در آن لحظه كه امام را به سوي مسجد مي كشيدند و هيچ كس در آن غربت و تنهايي دفاع نمي كرد حضرت زهرا خود را به عمر رساند و فرمود:(اي پسر خطاب سوگند به خدا اگر كراهت نداشتم كه بيگناهان مدينه گرفتار بلاي الهي شوند نفرين مي كردم و آنگاه مي فهميدي كه نفرين من خيلي زود تحقق مي پذيرد.) بر اثر ترس از نفرين حضرت زهرا (سلام الله) مهاجمين دست از امام كشيدند و از تهديد و قتل امام منصرف شدند و امام از مسجد بيرون آمده راه خانه را در پيش گرفت و حضرت زهرا شوهر معصوم خويش را نگريست و فرمود: (علي جان!جانم فداي جان تو.و جان و روح من سپر بلاهاي جان تو اي ابا الحسن همواره با تو خواهم بود اگر در خير و نيكي بسر بري با تو خواهم زيست و اگر در سختي و بلا گرفتار شدي باز با تو خواهم بود.) قسمتهايي از وصيتهاي حضرت فاطمه(سلام الله عليها) حضرت زهرا در واپسين لحظات زندگي به امير المومنين چنين وصيت كرد كه: (اي اباالحسن!براي من لحظهاي بيش از زندگاني نمانده است و زمان كوچ و خداحافظي فرا رسيده است.سخنان مرا بشنو زيرا بعد از اين صداي فاطمه را هرگز نخواهي شنيد.تو را وصيت مي كنم كه مرا فراموش نكني و پس از وفات من همواره مرا زيارت نماي. اي پسر عموي پيامبر خدا تو را پاداش نيكو دهد.چون مردان به زنان نياز دارند پس از من با دختر خواهرم امامه ازدواج كن زيرا او همانند من به فرزندانم مهربان است.) حضرت در لحظات آخر به شدت گريست امام پرسيد:چرا گريه ميكني؟فرمود:(بر مصيبتهائي كه پس از من بر تو باريدن خواهد گرفت مي گريم. ) امام علي (عليه السلام) فرمود:گريه مكن! سوگند به خدا اين گونه سختي ها در راه خدا براي من ناچيز است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/03/06ساعت 16:44 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
سلام
به دلیل اینکه ( ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست) بعد از مدت نسبتا طولانی که ما سه تا خواهر دست و دلمون به آپیدن مطلب نمی رفت،و به دلیل خواهش بسیار زیاد برخی ازدوستان!!!!!!!!!!!!!!!! نوشتن در این وبلاگ رو به یاری خدا شروع میکنیم. پیشاپیش از احساسات عمیق شما به خار این شروع دوباره متشکریم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/02/30ساعت 19:0 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
حضرت علامه آيه الله حاج سيد محمد حسين حسيني تهراني كه از شاگردان حاج سيد هاشم موسوي حداد (افاض الله علينا من بركات تربته) بودند در كتاب روح مجرد نقل كرده اند كه: " روز تاسوعا در منزل آقاي حداد بوديم و مجلسي بر پا بود و زيارت عاشورا خوانده شد و بعد از صد لعن و صد سلام و نماز زيارت دعاي علقمه قرائت شد، در پايان دعا يكي از حضار پرسيد كه اين لعن هاي شديده و نفرين هاي اكيده با اين مضامين مختلفه چگونه با روح حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه كانون رحمت و محبت است سازش دارد؟؟؟ زيرا در فراض هايي از اين دعا مي خوانيم : " بار خدايا! كسيكه در باره من نيت بدي و اراده زشتي داشته باشد، تو خودت درباره وي نيت بد و اراده سوء داشته باش! و كسيكه با من مكر و حيله ورزد ، خودت با او مكر و حيله ورز! و كيد و مكر و شدت و آرزوهاي مهلك وي را درباره من ،خودت از من بگردان! و او را از من باز دار به هرگونه كه بخواهي و هر وقت و هر كجا كه بخواهي!خدايا چنان بهفقر غير قابل جبران و بلاي غير قابل پوشش و فاقه غير قابل التيام و ذلت غير قابل عزتو... مبتلا نما تا تمام اوقاتش و نيرويش به خودش مشغول شود و مجال اذيت و آزار مرا نداشته باشد!...و كفايت كن مرا اي كفايت كننده آنچه را كه جز تو آنرا كفايت نمي نمايد ...و گشاينده و زداينده اندوه و غم غير از تو وجود ندارد..." جوابي كه ايشان(مرحوم حداد) دادند اين بود:اين دعا همه اش طلب خير است و رحمت ، گرچه به صورت عبارت و كلام ، نفرين و لعنت مي نمايد.و به طور كلي تمام لعنت هايي كه خداوند ميكند يا در لسان پيامبر و ائمه طاهرين صلوات الله اجمعين وارد است، همگي خير است، خير محض.و از خدا و اولياء وي غير از خير تراوش نمي كند. اين لعنت ها و نفرين ها براي شخص متجاوز است؛ نه مرد مؤمن متقي به كار خود مشغول.و هرچه به آن مرد ستمگر عمر داده شود و صحت و قدرت داده شود همه را صرف در مضار خود و تعدي به حريم مظلومان مي كند.بنا بر اين محدود كردن سلامتي و قدرت و حيات او ،دفع ضرر است؛و دفع ضرر در حقيقت نفع است. بچه هميشه از پدر شكلات و شيريني مي خواهد ولي پدر مهربان هميشه هرچه كه او بخواهد به او نمي دهد، بعضي اوقات مي دهد آنهم به مقدار معين.بعضي اوقات هم به او مسهل مي دهد و آمپول و سوزن به او مي زند چه بسا بچه در دل خود پدر را دشمن بپندارد اما در واقع تمام اين كارها براي طفل خير است و رحمت.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/15ساعت 12:18 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
السلام علیکِ یا فاطمه الزهرا
حضرت زهرا (سلام الله) در رابطه با ارزشهاي معنوي اهل بيت مي فرمايد: " ما و اهل بيت رسول خدا وسيله ارتباط خدا با مخلوقاتيم ، ما برگزيدگان خداييم و جايگاه پاكيها، ما دليلهاي روشن خداييم و وارث پيامبران الهي. حضرت زهرا (سلام الله) سعادت و رستگاري را در محبت و دوستي با حضرت علي (عليه السلام) مي شناسند و مي فرمايد: "سعادت و رستگاري، همه سعادتها و رستگاريها، حقانيت و واقعيت سعادت و رستگاري در كسي است كه علي (عليه السلام) را در دوران زندگي و پس از شهادتش دوست داشته باشد." حضرت زهرا (سلام الله) در باره آداب غذا خوردن فرموده است: " در سر سفره غذا 12 دستور العمل وجود دارد كه سزاوار است هر مسلماني آنها را بشناسد.4 تاي آن واجب و 4 تا مستحب و 4تاي آن نشانه ادب است. و اما 4 تاي واجب: 1- شناخت و معرفت خدا (بدانيم نعمت ها از اوست) 2- راضي به نعمت هاي خدا بودن 3- گفتن "بسم الله الرحمن الرحيم" در آغاز غذا 4- شكر و سپاسگزاري خدا در آغاز و پايان غذا. و 4 دستور مستحب: 1-وضو گرفتن قبل از غذا 2- نشستن به جانب چپ 3- در حال نشسته غذا خوردن 4- غذا خورئن با سه انگشت و آن 4 دستور كه نشانه ادب است: 1-از آنچه پيش روي شماست بخوريد. 2- لقمه ها را كوچك برداريد. 3- غذا را خوب بجويد و نرم كنيد. 4- كمتر در صورت ديگران هنگام غذا خوردن بنگريد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/04/04ساعت 16:39 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
الهی !
من به بهشت و حور چه نازم ! مرا نفسی ده تا با آن بهشتی سازم . |
| پیوندهای روزانه |
|
سجده باعث پیشگیری از سکته می شود پیامهای اجتماعی وتربیتی(2) پیامهای اجتماعی وتربیتی(1) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| نویسندگان |
|
خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: نور شمس ضحی |
|
RSS
|