![]() |
![]() |
|
|
در قرآن مجيد در پنج مورد در سوره شعرآء آيات 109-127-145-164-180 كه شرح حال حضرت نوح و لوطو هود و صالح و شعيب بيان شده به يك نسق و منوال پاسخ آنها را به قوم خود بيان ميكند كه هر يك از آنها گفته اند:"من از شما هیچگونه پاداش و مزدي درخواست نمي كنم ؛ پاداش من فقط بر خداي تعالي پروردگار جهانيان است." مزد هركس بر عهده كسي است كه اورا اجير كرده و ماموريت داده است،مزد پيامبران نيز بر باعث و آمر آنان يعني خداوند تبارك و تعالي است. و اين حقيقت را مي توان دليل بر صحت نيوت و دعوي پيغمبر گرفت، چون كسي كه از ناحيه غير خدا بر مردم حكومت كند خواهي نخواهي براي منظور و مقصدي حكومت ميكند همان منظور و مقصد اجر و مزد او خواهد بود و وصول به آن هدف پاداش و جزاي او محسوب ميشود. حضرت رسول اكرم محمد بن عبد الله صلي الله عليه و آله نيز از اين حكم كلي استثنا نشده اند و از مردم تقاضاي مزدي ننموده اند.در آيه 90 از سوره انعام كه مكالمه آن حضرت با قوم خود را بيان ميفرمايد،خدا به آن حضرت امر ميكند كه :"بگو من از شما هيچ پاداشي نمي خواهم ؛نزول قرآن در مقابل مزد و جزايي نيست و نازل نشده است مگر براي آنكه موجب تذكر و يادآوري جهانيان شود و آنها را بيدار كند." ولي در آيات قرآن دو مورد به چشم مي خورد كه حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله در مقابل نبوت و زحمات رسالت مزد و اجر از امت خود خواسته اند. اول: در سوره فرقان آيه 57:" بگو اي پيغمبر من از شما مزدي طلب نمي كنم؛ مزد من همان راهي است كه مردم به سوي خداي خود بجويند و آن طريقي است كه بسوي پروردگار خود پيدا كنند."
دوم:"در سوره شوري آيه 23 :"بگو اي پيغمبر من از شما مزدي نمي خواهم مگر آنكه با نزديكان من محبت و مودّت بنماييد." در آيه اول راه پيدا نمودن به سوي خدا استثناء شده و در آيه دوم مودت ذوي القربي .اين دو عنوان داراي يك حقيقت واحده هستند ؛ راه خدا همان مودت ذوي القربي است و مودت به ذوي القربي همان راهي است كه بنده براي وصول به مقام توحيد اتخاذ ميكند. يعني هر مسلماني كه بخواهد مزد پيغمبر خود را داده باشد حتما بايد در راه وصول به مقام توحيد و اتصاف به صفات حضرت حق جل و علا در تكاپو باشد، و وصول به اين مقام و اتصاف به اين صفات فقط و فقط در سايه مودت به ذوي القربي حاصل خواهد شد. ثانیاً اين استثنا منافاتي با عموم آيات داله بر عدم مزد و اجر ندارد ؛ زيرا آياتي كه دلالت دارد بر آنكه پيغمبران و پيغمبر اسلام اجر و مزد طلب نمي كنند منظور اجر و مزدي است كه راجع به خود آنان باشد و عائد بر خود آنان گردد و اما اجر و مزدي كه عائد مردم گردد كه همان اتصاف به صفات ربوبي و خروج از عالم بهيميت و وصول به ذروه انسانيت است منظور و مقصود هر پيغمبري است و هدف پيغمبر اسلام نيز چنين بوده است. قسمتهایی از کتاب "رساله مودت" از مکتوبات حضرت علامه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی
شکر خدا که در دل ما شیعیان محبت به اهل بیت موج میزند و باید این محبت را تشدید کنیم و با تلاش در راه رسیدن به مقام توحید و فنا شدن در ذات حضرت حق اجر و مزد پیامبر عزیزمان را به بهترین شکل پرداخت کنیم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/04/13ساعت 19:49 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
هيچ عبادتي بدون توبه مورد قبول الهي واقع نمي شود. همه عبادتها بايد از دريچه توبه عبور كنند.
تمام عبادتها بر 2 دسته هستند: باطل و معمول (اگر عبادتهاي ما باطل باشند هيچ اثري براي ما ندارند و موجب مجازات الهي قرار ميگيريم مثلا با لباس غصبي نماز بخوانيم كه اين نماز باطل است و يا قبل از مغرب روزه خود را افطار كنيم كه اين روزه باطل مي شود و ...) عبادتهاي معمول هم به 2 دسته تقسيم مي شوند: مردود و مقبول (عبادتهاي مقبول هم موجب كسب ثوابهاي اخروي ميشود و هم انسان را به كمال مي رساند البته درجات مختلف دارد مثلا در ماه رمضان همه روزه ميگيرند و آنهايي كه روزه هايشان مورد قبول الهي واقع مي شود ممكن است جزو عوام باشند و يا خواص و يا اخص الخواص باشند. و اما عبادتهاي مردود باعث مي شود فرد برائت الزمه برايش حاصل شود ومشمول مجازات الهي قرار نمي گيرد اما اثر ديگري ندارد مثلا فردي كه نماز مي خواند اما نيتش خالص نيست و براي ريا مي خواند . ) با توجه به اينكه خداوند هرگز كار عبث و بيهوده انجام نمي دهد بايد بدانيم كه هيچ عبادتي براي ما تكليف نشده كه براي ما سود و فايده اي نداشته باشد و براي اينكه به فوايد عبادتها و اثرات مطلوبي كه هم در دنيا دارند و هم در آخرت دست پيدا كنيم يعني عبادتهايمان مورد قبول الهي واقع شود بايد قبل از هر عبادتي توبه كنيم. سعي كنيم قبل از اينكه به زيارت مشرف شويم توبه كنيم قبل از سفر به مكه و محرم شدن توبه كنيم . امامان ما با وجود اينكه معصوم بودند قبل از هر عملي توبه مي كردند مثلا حضرت علي عليه السلام ابتداي دعاي كميل را با توبه آغاز مي كند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/04/08ساعت 11:46 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
1- عدم وجود ايده آل در زندگي اگر ايده آلهاي زندگي مقطعي باشد پس از رسيدن به يك ايده آل و فقدان ايده آلهاي بعدي دچار پوچي مي شويم.بايد ايده آلهاي عالي و مقدس در زندگي داشته باشيم. در سير وسلوك الي الله ايده آل نهايي مساوي است با فناي در ذات الهي يا بقاي بعد از فنا كه البته براي رسيدن به اين ايده آل نهايي بايد ايده آلهاي متوسط داشته باشيم و بعد از رسيدن به هر كدام از ايده آلهاي متوسط به سراغ ايده آل متوسط بعدي برويم تا پله پله به هدف نهايي نزديك شويم. ۲-جهل به معماي آفرينش گاهي انسان در اثر جهل در اسرار خلقت و در اثر عدم رضايت از نقش خود در سيستم هستي(مثلا مي گويد چرا من زن خلق شده ام؟ يا چرا من مرد خلق شده ام؟ چرا چهره من به اين گونه است و زيبا تر نيستم؟ چرا در فلان كشور به دنيا نيامده ام؟و...) دچار نوعي پوچي مي شود.البته اين احساس نارضايتي بر اثر عدم معرفت به حكمت هاي الهي حاصل مي شود ،چرا كه اگر به حكمت الهي اعتماد داشته باشيم مي دانيم كه تمام افعال الهي داراي حكمت خاصي است. ۳-جهل به اسرار معاد و مرگ انسان اگر در اثر جهل به مرگ آن را نقطه پايان بداند،قطعا به نوعي پوچي مي رسد.انسان بايد مرگ را آغازي براي زندگي ديگر بداند. فرد سالك با معرفت به اسرار معاد هيچ وقت ذره اي از كار خير و شر را در هستي بي حساب نمي داند ،پس دچار پوچي نمي شود. 4-حس گرايي مطلق! انسان در اثر اصالت به حس از امور عقلي و عوالم غيبي غافل مي شود.يعني براي هر چيز به دنبال دلايلي است كه با حواس 5 گانه تاييد شود.در اثر اين اصالت نوعي زندگي حيواني مي يابد چون محدوده حس بسيار تنگ است لذا زندگي را دچار تنگي و پوچي مي كند.بايد پذيرفت كه خيلي از حقايق در عالم با حس قابل درك نيست و بايد به عقل و دل و وحي هم توجه داشت. ۵-تغيير ارزشها در جامعه در اثر دگرگون شدن ارزشها در جامعه انسان دچار پوچي مي شود.مثلا زماني احترام به افراد مخصوصا بزرگتر ها در جامعه بسيار ارزشمند بود و موي سفيد احترام همه را جلب مي كرد ولي امروزه افراد كمتر با احترام با يكديگر برخورد مي كنند.حتي در خيلي از جمع هاي دوستي براي ابراز رفاقت بيشتر ،همديگر را با القاب زشت صدا مي كنند!!!!!!! ديگر جوان ها هيچ احترامي براي افراد مسن قائل نيستند. زندگي مدرن ارزشهاي الهي و اخلاقي را مورد تهديد قرار داده و انسانها را به پوچي مي كشاند. ۶-مادي گرايي و دنيا گرايي گر اصالت به حيات دنيوي داده شود در نتيجه آخرت و خلقت و... عبث و بيهوده به نظر مي رسد و انسان را به پوچي مي كشاند. 7-شرايط نامناسب اجتماعي در اين شرايط به جهت سردي عاطفي انسان به پوچي مي رسد.همه افراد به فكر منفعت خود هستند.و افرادي كه از اين قافله عقب مي مانند دچار پوچي مي شوند. 8-اختلالات تربيتي گاهي افراد تحت تربيت هاي نادرست قرار مي گيرند و به مرور زمان احساس پوچي به سراغشان مي آيد. 9-وراثت يكي ديگر از عوامل احساس پوچي بيماري هاي روحي و رواني است كه ممكن است از طريق وراثت به افراد منتقل شود. 10-عدم ارتباط با اولياء الهي و امام زمان (عجل الله) اگر ارتباط ما با حضرت صاحب الزمان دائمي و هميشگي باشد هرگز دچار پوچي نمي شويم. به طور كلي مهم ترين سرچشمه پوچي اين است كه زندگي و خلقت را جدا از خداوند بدانيم . خداوند به زندگي معنا مي دهد و سختي ها را قابل تحمل مي كندو در دنيا به انسان شهامت و قدرت مي بخشد. عشق ورزیدن به خداوند باعث میشه همیشه در زندگی احساس خوبی داشته باشیم
امیدوارم هرگز در زندگی احساس پوچی به شما دست نده چون خیلی حس تلخ و خطرناکیه.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/03/20ساعت 10:10 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
السلام علیک یا ابا عبدالله خدا را شکر از این نعمت که بخشید به من داغ غـم سبـط پـیمبـر غـــــــــم سنگیــن مـولا بر دل مـن ز هـر سـوز و گـدازی آشناتـر خدایـــا مـهـر و الـطاف حسـینی نصیب و روزی ما کن به محشر از وقتی بچه بودیم پدر و مادرامون امام حسین (ع) و مسائل کربلا رو برامون خیلی مهم جلوه دادند و ما رو بردند به مجالس غزا . اونها بودند که عشق امام حسین (ع) و بچه هاشون رو تو قلب ما پرورش دادند . اما همه ی این کار ها فقط تو روزهای محرمه و اگر خیلی دیگه بیشتر بشه تا آخر صفر به فکر کربلا هستیم . اونم چی ؟؟؟؟ فقط یاد گرفتیم توی اون روزها دلمون بسوزه و اشک بریزیم البته اشک ریختن برای مصیبت های امام (ع) خیلی ارزش داره اما همه ی ماجرا این که نبوده !! مگر نه اینکه گفته اند " کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا " امام حسین (ع) و یاران بزرگوارشون جنگ نکردند که ما فقط گریه کنیم . اونها حرف داشتند می خواستند به من و شما که حتی این همه سال بعد از اون ماجرا داریم زندگی می کنیم درس بدهند . بر این اساس تصمیم گرفتم از خطبه حضرت زینب در کوفه شروع کنم که خیلی خیلی مهمه . حضرت در صحبتهای گرانبهاشون خیلی مسائل مهمی است که وظیفه هر مسلمان عاشق امام حسین (ع) که خطبه حضرت زینب و بدونه و درک کنه .
اگر موافقید یه یا حسین بگو و منتظر ادامه مطلب باش یا حسین (علیه السلام )
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/03/17ساعت 15:18 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
توبه در لغت به معني برگشت از ريشه (تاب، يتوب) مي باشد. در قرآن اين كلمه هم براي خدا به كار رفته و هم براي بنده!!!!! خدا بر مي گردد از غضب به رحمت .از غضبش نسبت به بنده بر مي گردد.دريچه هاي توفيق را كه به روي انسان بسته باز مي كند. بنده از هرچه غير خداست به سوي خدا بر مي گردد.از شقاوت به سعادت بر ميگردد. توبه يكي از تعاليم حقيقي است كه در حال حاضر فقط اختصاص به اسلام دارد، علامه طباطبايي صريحاً مي فرمايد كه مسئله توبه فقط و فقط در شريعت اسلام است.نه يهوديها و نه مسيحيان توبه را به اين گونه كه در اسلام هست ندارند.مثلاَ در مسيحيت اگر فردي بخوهد پاك شود اعتراف به گناه مي كند و پول به كشيش مي دهد !! در واقع بهشت را مي خرد. البته در زمان زندگي حضرت مسيح توبه وجود داشته اما در حال حاضر به دليل تحريفات به اين شكل درآمده است. توبه اولين منزل از منازل سلوك الي الله است.اگر انسان بخواهد به خدا برسد بايد اول از باب توبه وارد شود.بدون توبه نمي توان به درجه قرب الهي رسيد. توبه نشانه آدميت انسان است چون موجودات ديگر اعم از حيوانات و جماد و نبات هيچكدام توبه نمي كنند. توبه يك انقلاب قلبي و روحي و رواني است يعي توبه لفظ نيست بلكه يك حالت روحي و باطني است. لفظ و لسان فقط اعلام توبه است و آن حالت دروني خود توبه است.
حالات روحي كه منجر به توبه ميشود: 1- پشيماني از گناه و خطا 2-شرمندگي و خجالت(از خداوند و صاحب الزمان) 3-حسرت و ندامت اگر اين سه حالت روحي در كسي رخ دهد انقلابي در درونش ايجاد مي شود و او تغيير مسير مي دهد و توبه ميكند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/03/10ساعت 17:4 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/03/10ساعت 16:3 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
سالروز شهادت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)را بر صاحب عصر و الزمان تسلیت عرض مینماییم امام صادق (عليه السلم) نقل مي فرمايد كه: وقتي مهاجمان به خانه علي يورش بردند كه درب خانه را بشكنند يا بسوزانند و وارد منزل شوند حضرت زهرا پشت درب منزل رفته و خطاب به همچنين در آن لحظه كه امام را به سوي مسجد مي كشيدند و هيچ كس در آن غربت و تنهايي دفاع نمي كرد حضرت زهرا خود را به عمر رساند و فرمود:(اي پسر خطاب سوگند به خدا اگر كراهت نداشتم كه بيگناهان مدينه گرفتار بلاي الهي شوند نفرين مي كردم و آنگاه مي فهميدي كه نفرين من خيلي زود تحقق مي پذيرد.) بر اثر ترس از نفرين حضرت زهرا (سلام الله) مهاجمين دست از امام كشيدند و از تهديد و قتل امام منصرف شدند و امام از مسجد بيرون آمده راه خانه را در پيش گرفت و حضرت زهرا شوهر معصوم خويش را نگريست و فرمود: (علي جان!جانم فداي جان تو.و جان و روح من سپر بلاهاي جان تو اي ابا الحسن همواره با تو خواهم بود اگر در خير و نيكي بسر بري با تو خواهم زيست و اگر در سختي و بلا گرفتار شدي باز با تو خواهم بود.) قسمتهايي از وصيتهاي حضرت فاطمه(سلام الله عليها) حضرت زهرا در واپسين لحظات زندگي به امير المومنين چنين وصيت كرد كه: (اي اباالحسن!براي من لحظهاي بيش از زندگاني نمانده است و زمان كوچ و خداحافظي فرا رسيده است.سخنان مرا بشنو زيرا بعد از اين صداي فاطمه را هرگز نخواهي شنيد.تو را وصيت مي كنم كه مرا فراموش نكني و پس از وفات من همواره مرا زيارت نماي. اي پسر عموي پيامبر خدا تو را پاداش نيكو دهد.چون مردان به زنان نياز دارند پس از من با دختر خواهرم امامه ازدواج كن زيرا او همانند من به فرزندانم مهربان است.) حضرت در لحظات آخر به شدت گريست امام پرسيد:چرا گريه ميكني؟فرمود:(بر مصيبتهائي كه پس از من بر تو باريدن خواهد گرفت مي گريم. ) امام علي (عليه السلام) فرمود:گريه مكن! سوگند به خدا اين گونه سختي ها در راه خدا براي من ناچيز است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/03/06ساعت 16:44 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
سلام
به دلیل اینکه ( ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست) بعد از مدت نسبتا طولانی که ما سه تا خواهر دست و دلمون به آپیدن مطلب نمی رفت،و به دلیل خواهش بسیار زیاد برخی ازدوستان!!!!!!!!!!!!!!!! نوشتن در این وبلاگ رو به یاری خدا شروع میکنیم. پیشاپیش از احساسات عمیق شما به خار این شروع دوباره متشکریم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/02/30ساعت 19:0 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
حضرت علامه آيه الله حاج سيد محمد حسين حسيني تهراني كه از شاگردان حاج سيد هاشم موسوي حداد (افاض الله علينا من بركات تربته) بودند در كتاب روح مجرد نقل كرده اند كه: " روز تاسوعا در منزل آقاي حداد بوديم و مجلسي بر پا بود و زيارت عاشورا خوانده شد و بعد از صد لعن و صد سلام و نماز زيارت دعاي علقمه قرائت شد، در پايان دعا يكي از حضار پرسيد كه اين لعن هاي شديده و نفرين هاي اكيده با اين مضامين مختلفه چگونه با روح حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه كانون رحمت و محبت است سازش دارد؟؟؟ زيرا در فراض هايي از اين دعا مي خوانيم : " بار خدايا! كسيكه در باره من نيت بدي و اراده زشتي داشته باشد، تو خودت درباره وي نيت بد و اراده سوء داشته باش! و كسيكه با من مكر و حيله ورزد ، خودت با او مكر و حيله ورز! و كيد و مكر و شدت و آرزوهاي مهلك وي را درباره من ،خودت از من بگردان! و او را از من باز دار به هرگونه كه بخواهي و هر وقت و هر كجا كه بخواهي!خدايا چنان بهفقر غير قابل جبران و بلاي غير قابل پوشش و فاقه غير قابل التيام و ذلت غير قابل عزتو... مبتلا نما تا تمام اوقاتش و نيرويش به خودش مشغول شود و مجال اذيت و آزار مرا نداشته باشد!...و كفايت كن مرا اي كفايت كننده آنچه را كه جز تو آنرا كفايت نمي نمايد ...و گشاينده و زداينده اندوه و غم غير از تو وجود ندارد..." جوابي كه ايشان(مرحوم حداد) دادند اين بود:اين دعا همه اش طلب خير است و رحمت ، گرچه به صورت عبارت و كلام ، نفرين و لعنت مي نمايد.و به طور كلي تمام لعنت هايي كه خداوند ميكند يا در لسان پيامبر و ائمه طاهرين صلوات الله اجمعين وارد است، همگي خير است، خير محض.و از خدا و اولياء وي غير از خير تراوش نمي كند. اين لعنت ها و نفرين ها براي شخص متجاوز است؛ نه مرد مؤمن متقي به كار خود مشغول.و هرچه به آن مرد ستمگر عمر داده شود و صحت و قدرت داده شود همه را صرف در مضار خود و تعدي به حريم مظلومان مي كند.بنا بر اين محدود كردن سلامتي و قدرت و حيات او ،دفع ضرر است؛و دفع ضرر در حقيقت نفع است. بچه هميشه از پدر شكلات و شيريني مي خواهد ولي پدر مهربان هميشه هرچه كه او بخواهد به او نمي دهد، بعضي اوقات مي دهد آنهم به مقدار معين.بعضي اوقات هم به او مسهل مي دهد و آمپول و سوزن به او مي زند چه بسا بچه در دل خود پدر را دشمن بپندارد اما در واقع تمام اين كارها براي طفل خير است و رحمت.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/15ساعت 12:18 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
السلام علیکِ یا فاطمه الزهرا
حضرت زهرا (سلام الله) در رابطه با ارزشهاي معنوي اهل بيت مي فرمايد: " ما و اهل بيت رسول خدا وسيله ارتباط خدا با مخلوقاتيم ، ما برگزيدگان خداييم و جايگاه پاكيها، ما دليلهاي روشن خداييم و وارث پيامبران الهي. حضرت زهرا (سلام الله) سعادت و رستگاري را در محبت و دوستي با حضرت علي (عليه السلام) مي شناسند و مي فرمايد: "سعادت و رستگاري، همه سعادتها و رستگاريها، حقانيت و واقعيت سعادت و رستگاري در كسي است كه علي (عليه السلام) را در دوران زندگي و پس از شهادتش دوست داشته باشد." حضرت زهرا (سلام الله) در باره آداب غذا خوردن فرموده است: " در سر سفره غذا 12 دستور العمل وجود دارد كه سزاوار است هر مسلماني آنها را بشناسد.4 تاي آن واجب و 4 تا مستحب و 4تاي آن نشانه ادب است. و اما 4 تاي واجب: 1- شناخت و معرفت خدا (بدانيم نعمت ها از اوست) 2- راضي به نعمت هاي خدا بودن 3- گفتن "بسم الله الرحمن الرحيم" در آغاز غذا 4- شكر و سپاسگزاري خدا در آغاز و پايان غذا. و 4 دستور مستحب: 1-وضو گرفتن قبل از غذا 2- نشستن به جانب چپ 3- در حال نشسته غذا خوردن 4- غذا خورئن با سه انگشت و آن 4 دستور كه نشانه ادب است: 1-از آنچه پيش روي شماست بخوريد. 2- لقمه ها را كوچك برداريد. 3- غذا را خوب بجويد و نرم كنيد. 4- كمتر در صورت ديگران هنگام غذا خوردن بنگريد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/04/04ساعت 16:39 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
ü يادت باشد:خداوند ما را اتفاقي به دنيا نفرستاد!! ü از تمبر ياد بگير! تا رسيدن به مقصد به نامه مي چسبد. ü با اعمالت موعظه كن نه با زبانت. ü هميشه همچون توپ لاستيكي باشيد!! كه هرچه محكمتر به زمين ميخورد بالاتر مي رود. ü خوشنودي از آنچه كه داريد بسيار خوب است اما هرگز از آنچه كه هستيد خوشنود نباشيد. ü اگر دليل زندگي ات را بيابي هرگز خطايي را دوبار تكرار نمي كني! ü خطاي زبان ، خطرناكتر از لغزش پا است! ü كسي كه چرايي براي زندگي كردن داشته باشد، با هر چگونه اي خواهد ساخت!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/03/21ساعت 20:53 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
1- عدم وجود ايده آل در زندگي اگر ايده آلهاي زندگي مقطعي باشد پس از رسيدن به يك ايده آل و فقدان ايده آلهاي بعدي دچار پوچي مي شويم.بايد ايده آلهاي عالي و مقدس در زندگي داشته باشيم.در سير وسلوك الي الله ايده آل نهايي مساوي است با فناي در ذات الهي يا بقاي بعد از فنا كه البته براي رسيدن به اين ايده آل نهايي بايد ايده آلهاي متوسط داشته باشيم و بعد از رسيدن به هر كدام از ايده آلهاي متوسط به سراغ ايده آل متوسط بعدي برويم تا پله پله به هدف نهايي نزديك شويم.
2-جهل به معماي آفرينش گاهي انسان در اثر جهل در اسرار خلقت و در اثر عدم رضايت از نقش خود در سيستم هستي(مثلا مي گويد چرا من زن خلق شده ام؟ يا چرا من مرد خلق شده ام؟ چرا چهره من به اين گونه است و زيبا تر نيستم؟ چرا در فلان كشور به دنيا نيامده ام؟و...) دچار نوعي پوچي مي شود.البته اين احساس نارضايتي بر اثر عدم معرفت به حكمت هاي الهي حاصل مي شود ،چرا كه اگر به حكمت الهي اعتماد داشته باشيم مي دانيم كه تمام افعال الهي داراي حكمت خاصي است.
3-جهل به اسرار معاد و مرگ انسان اگر در اثر جهل به مرگ آن را نقطه پايان بداند،قطعا به نوعي پوچي مي رسد.انسان بايد مرگ را آغازي براي زندگي ديگر بداند. فرد سالك با معرفت به اسرار معاد هيچ وقت ذره اي از كار خير و شر را در هستي بي حساب نمي داند ،پس دچار پوچي نمي شود. 4-حس گرايي مطلق! انسان در اثر اصالت به حس از امور عقلي و عوالم غيبي غافل مي شود.يعني براي هر چيز به دنبال دلايلي است كه با حواس 5 گانه تاييد شود.در اثر اين اصالت نوعي زندگي حيواني مي يابد چون محدوده حس بسيار تنگ است لذا زندگي را دچار تنگي و پوچي مي كند.بايد پذيرفت كه خيلي از حقايق در عالم با حس قابل درك نيست و بايد به عقل و دل و وحي هم توجه داشت. 5-تغيير ارزشها در جامعه در اثر دگرگون شدن ارزشها در جامعه انسان دچار پوچي مي شود.مثلا زماني احترام به افراد مخصوصا بزرگتر ها در جامعه بسيار ارزشمند بود و موي سفيد احترام همه را جلب مي كرد ولي امروزه افراد كمتر با احترام با يكديگر برخورد مي كنند.حتي در خيلي از جمع هاي دوستي براي ابراز رفاقت بيشتر ،همديگر را با القاب زشت صدا مي كنند!!!!!!! ديگر جوان ها هيچ احترامي براي افراد مسن قائل نيستند. زندگي مدرن ارزشهاي الهي و اخلاقي را مورد تهديد قرار داده و انسانها را به پوچي مي كشاند. 6-مادي گرايي و دنيا گرايي اگر اصالت به حيات دنيوي داده شود در نتيجه آخرت و خلقت و... عبث و بيهوده به نظر مي رسد و انسان را به پوچي مي كشاند.
7-شرايط نامناسب اجتماعي در اين شرايط به جهت سردي عاطفي انسان به پوچي مي رسد.همه افراد به فكر منفعت خود هستند.و افرادي كه از اين قافله عقب مي مانند دچار پوچي مي شوند. 8-اختلالات تربيتي گاهي افراد تحت تربيت هاي نادرست قرار مي گيرند و به مرور زمان احساس پوچي به سراغشان مي آيد. 9-وراثت يكي ديگر از عوامل احساس پوچي بيماري هاي روحي و رواني است كه ممكن است از طريق وراثت به افراد منتقل شود. 10-عدم ارتباط با اولياء الهي و امام زمان (عجل الله) اگر ارتباط ما با حضرت صاحب الزمان دائمي و هميشگي باشد هرگز دچار پوچي نمي شويم. به طور كلي مهم ترين سرچشمه پوچي اين است كه زندگي و خلقت را جدا از خداوند بدانيم . خداوند به زندگي معنا مي دهد و سختي ها را قابل تحمل مي كندو به زندگي معنا مي دهد و در دنيا به انسان شهامت و قدرت مي بخشد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/03/19ساعت 11:48 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
حیا *حیا در اصل از اوصاف الهی میباشد ؛ امام باقر غلیه السلام فرمودند خداوند
هم کریم است وهم با حیا واهل حیا را دوست دارد. رسول خدا : حق تعالی می فرمایند :من توجه میکنم به بنده ای از بندگانم با
مصیبت وبلا در بدن یامال یا فرزندش وآن بنده صبر جمیل میکند پس حیا
میکنم در روز قیامت این بنده را صدا کنم در میزان وپرونده او را باز کنم. همین طور در قرآن آیه 53 احزاب می فرماید : خداوند در قبال ناحق حیاندارد. *پیامبر نجلی این ویژگی الهی است.
حضرت علی علیه السلام : خداوند از نور رسول خدا دو دریا آفرید آنگاه به او
فرمود در دریای حیا فرو رود. امام صادق علیه السلام :رویة پیامبر حیا بود . *حضرت علی علیه السلام واجد بارز این صفت الهی است که حیای آن
حضرت در خواستگاری وازدواج با حضرت زهرا سلام الله مشهور است. *حضرت زهرا سلام الله جلوة تمام عیار این صفت خداوند است که الگوی تمام
نمای حــیا در تمام عرصه های هستی است. *معمولا یکی از ویژگیهای اولیاء خدا حیا است ، عرفا گفته اند حیا از احوال
مقربان است ولی خدا هرچه مقربتر باشد حیا او بیشتر است. *زن با وجود جلوه گری ذاتی دارای حیای الهی می باشد، بنابراین حیا در زن
ودیعة الهی وامانت گرانبهای کمالی است وحجاب ابزار حفظ این امانت است. *اگر حیا در زن ذاتی نبود هیچ زنی نمی توانست بر جلوه گری خویش تسلط
یابد ، حیا در زن عامل بازدارنده قوی برای جلوه گریهای نامشروع است حتی
در زنان بی دین. پیامبر صلوات الله علیه فرمودند :حیا ده جزء دارد نه تای آن در زن ویکی در
مرد است.( یعنی حیای زن 9 برابر مرد است.) حضرت علی علیه السلام فرمودند: حیا ابزار عفت است. حیا در لغت حیا را به شرم، آزرم و...معنا کرده اند و معادل فارسی ندارد زیرا شرم وآزرم
ترجمه واژه خجالت می باشد نه حیا . حیا در اصطلاح عبارت است از ملکه ای برای نفس که موجب جلوگیری از انجام امور زشت
میشود که باعث بیزاری از انجام دادن خلاف آداب از روی ترس از ملامت
میگردد. بنا براین تعریف: حیا یکی از ویژگیهای ذاتی انسان است که فقط اختصاص به
انسان دارد ،یک ویژگی شخصیتی انسانی است واز اجزاء تشکیل دهنده
شخصیت اوست. حیا عامل بازدارنده انسان از ظهور وانجام امور زشت است چه در فعل چه در
سخن چه در اخلاق چه در پوشاک. حیا هم عامل بازدارنده است هم ملامتگر،وقتی کسی کار زشتی انجام میدهد
حیــا او را ازدرون ملامت وسرزنش می کند وروحش را می آزارد. سرچشمه حیا در انسان از موضع عزت و اقتدار است .آنچه از ذلت وناتوانی
بروز میکند حیا نیست زبونی وترس است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/02/17ساعت 15:44 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
شايد بيشتر ما تصور كنيم در ميان همه موجودات اين عالم ، ابراز عشق و محبت ،فقط در نوع انسان ديده مي شود ، اما اين طور نيست و دوستان ناهمنوع يعني حيوانات ، در ابراز عشق و جلب توجه جنس مخالف ، آن هم در اشكال مختلف و خصوصا قبل از جفت گيري بسيار ماهر و متخصص اند . بهتر است از اين آزمون هاي انتخاب همسر در ميان موجودات درس بگيريم !!! چلچله چلچله دريايي نر عشق خود را با دادن هديه به دوشيزه چلچله مورد علاقه اش ابراز مي كند . اين هديه يك ماهي است .با اهداي اين ماهي چلچله نر هم به خانم چلچله هم پيشنهاد ازدواج مي دهد هم ثابت مي كند نان آور خوبي است .اگر دوشيزه چلچله ماهي را بپذيرد آنها براي هميشه كنار هم مي مانند . جالب اين است كه اين اهداي هديه در سالگرد تخم گذاري تكرار ميشود و موجب استحكام پيوند آنها مي گردد . خرچنگ خرچنگهاي دوشيزه به سادگي دل در گرو هر آقاي خرچنگي نمي سپارند . آقايان خرچنگ قبل از جفتگيري بايد سوراخ هايي براي جفتگيري حفر كنند و آنها را با شاخ و برگ بپوشانند . پس از آن در كنار سوراخها ايستاده و به كمك چنگالهاي بزرگ از خانوم ها دعوت مي كنند كه وارد حفره ها شوند . خانم خرچنگ در هنگام عبور از هنگام خرچنگ نري كه توجه آنها را به خود جمع كرده نگاهي به حفره جفتگيري مي اندازد ، اندازه اين حفره نشانگر اندازه خرچنگ آقا است براي دوشيزه تنها يك نگاه به داخل حفره كافي است تصميم بگيرد داخل حفره شود يا نه . پرنده آواز خوان اين خانوم هاي پرنده با گوش كردن به آواي نر ها متوجه مي شوند كه آن پرنده در چه شرايطي پرورش يافته و با همين آگاهي جفت خود را بر مي گزينند . براي مثال كاكاپوي نر براي يافتن جفت حاضر است بيش از سه ماه هر شت آواز مي خواند . آن هم آوازهاي طولاني و پيچيده . شانس انتخاب با نرهايي است كه آواز پيچيده تري مي خوانند .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/01/25ساعت 13:11 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
توصيه هاي پزشكي امام علي بن موسي الرضا عليه السلام حضرت رضا عليه السلام طبيبي حاذق و كاردان بود اما به طور رسمي طبابت نميفرمودند ، قسمتي از توصيه هاي ارزشمند ايشان را با هم مي خوانيم:
شب هنگام بايد از خوردن غذاي سنگين پرهيز كرد ، شام را سر شب ميل كرد تا وقت خواب به علت سنگيني معده دچار كابوس و خوابهاي آشفته نشويد از آنجايي كه خواب شب باعث تجديد قوا وآرامش اعصاب ميشود ابتدا بايد به پهلوي راست خوابيد تا غذا به آساني به انتهاي معده برسد وعمل هضم به سهولت انجام گيرد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/01/20ساعت 12:36 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
كاسني رسول خدا (ص) : هر کس کاسنی بخورد وبخوابد جادو وزهر به وی اثر نمی کند و هیچ جنبنده ای از خزندگان حتی مار وعقرب تا صبح به آن نزدیک نمی شوند. _کاسنی سید سبزیهاست. امام صادق(ع): هركه ميخواهد مال وفرزندش زياد گردد برگ كاسني بخورد. _نيكو سبزي است كاسني هيچ برگي از آن نيست كه در آن قطره اي از آب بهشت نباشد. _كاسني بهترين سبزي است فرزند را زياد ميكند وپسر مي آورد. _قطره هایی از بهشت بر کاسنی میریزد وآن فرزند را زیاد میکند. امام رضا(ع): خوردن كاسني شفاي همه دردهاست. خواص: 1. برطرف كننده عطش وحرارت دروني است. 2. تصفيه كننده خون است. 3. قلب وكليه وكبد را بانشاط ميكند 4. داراي ويتامينهاي "ث" و"ب" است 5. ضد یبوست ومدر است. 6. تقویت کننده، اشتهاآور، مقوی معده . 7. با مزاجهای گرم سازش دارد.
انار نزد حضرت رسول محبوبتر از انار نبود. امام علی (ع) :به فرزندان انار بدهید که به سرعت زبان را باز میکند. امام صادق(ع): هر مومني يك انار را تمام بخورد شيطان از او چهل روز دور ميشود. _برشما باد به خوردن انار شيرين كه هيچ حبه اي از آن در معده مومن نمي افتد مگر آنكه دردي را برطرف ميكند. _هر کس شب انار بخورد پس جان او تا صبح در امان است. _ میوه یکصد وبیست رنگ است و آقای آن انار است. _ به کودکان انار بخورانید که به رشد آنان سرعت میدهد. خواص: 1. ضد کم خونی. 2. برطرف کننده ضعف اعصاب و ضعف عمومی بدن است. 3. هضم کننده غذاست. 4. مفید برای ناراحتی کبد. 5. مفید برای اسهال وخونریزی. 6. مقوی قلب و اشتهاآور .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/19ساعت 19:13 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
مهمترین اعمال روز ۱۷ ربیع الاول * توسل به ائمه معصومین ودل سپردن بلکه تسلیم تمامی وجود خود را به خدای تعالی جهت جلب انوار وبرکات این روز . *روزه این روز به جهت شکرانه ولادت با سعادت رسول رحمت ، دو رکعت نماز در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد وده مرتبه سوره قدر وده مرتبه سوره توحید. * از اعمال مهم این روز عید گرفتن وعید قرار دادن آن است .
نامهای پیامبر در میان ملتها وادیان مختلف محمّد،احمد،ماحی، عاقب، حاضر، رسول الرحمة، رسول التوبه، رسول الامم المقتفی، القثم ،الشاهد، البشیر ،النذیر، السراج المنیر، المتوکل ، الفاتح الامین، الخاتم، المصطفی ،الرسول ،النبی ،الامی، المزّمل ،المدّثّر ،الکریم النور، العبد، الرووف ،الرحیم ،طه، یس، منذر، مذکر. نام او در نزد : اهل بهشت عبد الکریم اهل آتش عبدالجبار اهل عرش عبد المجید نزد سایر ملائکه عبدالحمید نزد پیامبران عبد الوهاب در صحراها عبدالقادر در دریاها عبدالمهیمن نزد ماهیان عبدالقدّوس نزد حیوانات عبدالغیاث نزد پرندگان عــبدالغفار در تورات مود مود در انجیل طاب طاب در صحف عاقب در زبور فاروق نزد خداوند طه نزد مومنین محـــــــــــــــمّد
این فرخنده میلاد بر مومنان مبارک باد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/01/04ساعت 23:43 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
السلام علیک یا حسن ابن علی العسکری (علیه السلام) نام : حسن شهرت : عسگری زکی هادی ، سراج ، رفیق نام پدر : امام علی النقی نام مادر : حدیث کنیه : ابو محمد معروف به « ابن رضا» (ع) لقب : الخالص محل تولد : مدینه ولادت : هشتم ماه ربیع الثانی سال 232 هجری شهادت : هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجری مدفن : سامراء مدت امامت: 6 سال مدت زندگی 28 سال
دوران زندگی کوتاه امام حسن عسگری بر سه دوره ی مشخص تقسیم میگردد: ۱- 5 سال در حجاز در شهر زادگاه خود در حضور ومراقبت پدر بزرگوارش. ۲- شانزده سال در عراق قبل از دوران امامت وپیشوائی . ۳- هفت سال دوران کوتاه وپربار امامت وزعامت در عراق . امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:
برای مطالعه احادیث دیگر به لینک های زیر مراجعه کنید.
http://www.aftab.ir/lifestyle/view.php?id=93713
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/26ساعت 10:56 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
مرا می بینی و این بر شرمندگی ام می افزاید ،صدایم را می شنوی اما من با تو سخن نمی گویم تو
ناجی وحامی من هستی ومن تورا درک نمیکنم .
تو رهبری تو سروری تو حجتی ، اما من در این دنیای زشتیها دردمندانه زندگی میکنم واز تو
همچون غایبی نام میبرم که گمان به آمدنش ندارم، وای برمن ،وای برمن که چگونه از تو غافلم .
دنیا را سیاهی فراگرفته و قلب مرا وتو تنها یاریگر مایی .
چه قدر از تو دوریم و چه آسوده به آمدنت می اندیشیم دریغا که ما غایبیم و تو همیشه حاضر.
ای پسر سروران شرافتمند!
ای پسر اختران فروزان !
ای پسر طه!ای پسر یس!ای پسرطور! تا کی سرگردان تو باشیم!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/04ساعت 12:11 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
هر كس زيارت عاشورا را بخواند :
ü وارد بهشت مي شود ü از جهنم دور مي شود ü خدا نا اميدش نمي كند ü خداوند حاجتش را مي دهد ü و حاجت ديگران را به دست او قرار مي دهد ü خدا شفيع او مي شود
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/11/25ساعت 1:13 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
نان جو امام رضا (ع):فضيلت نان جو برنان گندم مانند فضيلت ما اهل بيت است بر ساير مردم . خواص: 1.مالت جو كمك به هضم غذا مي كندو مغذي است و سينه را نرم مي كند ، براي معالجه سوء هاضمه تجويز شده است. 2.خاصيت نرم كننده دارد. 3.براي نقرس مفيد است. 4.بيسكوبيت جو بهترين دارو براي درمان يبوست است و حتي نفخ و شكم درد را از بين مي برد.
برنج امام صادق(ع) : برنج براي اسهال ومرض سل مفيد است. نيكــــو طعامي ست برنج روده را گشاد وبواسير را درمان ميكند. امام رضا (ع) فرمودند : چیزی سودمند تر از نان برنجی برای معده مسلول وجود ندارد . پیامبر (ص) فرمودند : زیاد کنید خوراک برنج را تا موجب زیاد شدن علم شما گردد. خواص: 1.خوردن برنج تحریکات معده و روده را کم میکند. 2.از جوانه برنج نوعی مالت تهیه میشود که به عنوان مقوی معده بکار میرود. 3.برنج خواب آور است. 4.برنج تشنگی را برطرف میکند. 5.زیاده روی در خوردن برنج موجب ازدیاد وزن میشود. 6.خوردن برنج تولید اسپرم میکند. 7.دانشمندان ثابت کردهاند که خوردن برنج برای درمان فشار خون بسیار مفید است. 8.خوردن برنج قند خون را در حالت تعادل نگه میدارد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/11/17ساعت 12:6 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
سلام دهه فجر مبارك ( درضمن لعنت بر يزيد ) امسال با ديدن صحنه هاي قشنگ انقلاب و شور و شوق مردم با اين كه نبودم ولي انگار دركش كردم . يه لحظه با خودم فكر كردم با اومدن امام خميني مردم نمي دونستند از زور شادي چي كار كنند اونوقت با ظهور امام زمانمون كه ايقدر منتظرش بوديم مي خواهيم چي كار كنيم آيا اون زمان هم همه ما امام زمان را قبول مي كنيم يا نه ! وقتي فكر مي كنم چقدر امام خميني را دوست دارم ديگه نمي تونم تو ذهنم بگنجونم كه امام زمان را چقدر دوست دارم در انتظارش مي سوزيم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/13ساعت 17:24 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
زندانی به وسعت غزه این سوی جهان مرگ ،خون ،ویرانی، اشک سهم کودکان است
آن سوی جهان .......
افسوس!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/11/07ساعت 23:25 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
بین موجودات ناسوتی که در این عالم زندگی میکنند و موجودات عوالم دیگر همواره ارتباط خاصی برقرار است.یعنی موجودات روحانی و ملکوتی این عالم همواره با موجودات ملکوتی و فرشتگان عوالم دیگر در ارتباط می باشند.و بین آنها انس و علاقه و مناسبت ویژه ای موجود می باشد.(البته ممکن است این ملائک با چشم ظاهر دیده نشوند) در واقع هرچه باطن فردی در این عالم زیباتر باشد و ملکوتی تر باشد، ارتباط او با ملائک بیشتر خواهد شد.اهل ملکوت آسمانها و فرشتگان به زیبایی های ظاهری نیز علاقه مندند . ملائک تلاوت قرآن و پاکیزگی و طهارت و بوی خوش عطر و پوشیدن لباس سفید را دوست دارند.همچنین آنها در مکانهای مقدس و مکانهایی که اولیاء خدا حضور دارند رفت و آمد میکنند. مهمترین وظیفه این دسته از فرشتگان که با اهل زمین در ارتباط میباشند این است که آنها واسطه فیض الهی هستند.یعنی آنها با ملکوتی که دارند تدبیر کننده و تربیت کننده باطن ها در این عالم هستندو باعث به کمال رساندن انسانها میشوند.پس نزدیک شدن به آنهاموجب کمال ما میشود. در واقع فیض الهی از چشمه وجود آنان در این عالم سرچشمه میگیرد. احادیث بسیاری از ائمه به ما رسیده است که نشاندهنده حضور ملائک در سرزمین کربلا می باشد. امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:زیارت کنید کربلا را و آن را ترک نکنید زیرا بهترین اولاد پیامبران در آن قرار دارد.و ملائک هزار سال قبل از واقعه عاشورا آنجا را زیارت می کردند(این امر نشاندهنده تقدس سرزمین کربلا می باشد)و جبرئیل و میکائیل شبی نیست که آنجا را زیارت نکنند.پس کوشش کنید تا این موهبت از شما فوت نشود. همچنین در جای دیگر میفرمایند:در کربلا همواره فوجی از ملائک در حال نزولند و فوجی از آنها در حال عروجند. احادیثی با این مضمون بسیار زیاد است. بنا براین حضور ملائک در کربلا یک نشانه کمال ملکوتی آن سرزمین میباشد. سرزمین کربلا با وجود ملائک سرچشمه فیض الهی است.فرشتگانی که در آنجا حاضرند به واسطه زیارت و اشک ریختن برای امام حسین (علیه السلام) کسب فیض میکنند و همچنین آنها باعث میشوند تا دعاهای زائران به استجابت برسد.آنها هنگام ورود زائران به استقبال زوار میروند و در طول سفر برای زائران دعا میکنند و هنگام بازگشت زائران آنها را مشایعت میکنند.(به دلیل حجاب های نفسانی همه انسانها قادر به دیدن آنها نیستند) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/11/02ساعت 15:30 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
سلام بر حسین بن علی که با خون خویش جانش را در راه دین بخشید .
سلام بر او که خدا شفای بیماریها را در خاک مزار او قرار داد. سلام بر کسیکه در زیر گنبد حرم او دعا مستجاب است. سلام بر آنکه امامان از خاندان و نسل اویند. سلام بر فرزند خاتم پیامبران ،سلام بر فرزند سرور اوصیا، سلام بر فرزند فاطمه زهرا علیها سلام. سلام بر فرزند خدیجه کبری سلام بر فرزند سدرة المنتهی سلام بر فرزند زمزم وصفا سلام بر آنکه پیکرش به خون آغشته شد. سلام بر آنکه حرمت خیمه گاهش شکسته شد. سلام بر غریب غریبان سلام بر شهید شهیدان سلام بر ساکن کربلا
سلام برآن گریبانهای دریده سلام بر آن لبان خشکیده سلام بر آن جانهای بلا رسیده سلام برجسدهای عریان مانده سلام برسرهای بالای نیزه رفته سلام بر زنان بیرون آمده از خیام حرم سلام بر تو وفرزندان شهیدت سلام برآن محاسن با خون خضاب شده ........
"نور" |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/28ساعت 15:4 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
حضرت سید الشهداء علیه السلام روز تاسوعا نزدیک غروب آفتاب اصحاب خود را جمع نمودند و برایشان سخنرانی کردند.حضرت زین العابدین علیه السلام می فرماید:من نزدیک رفتم تا بشنوم که به آنها چه میگوید و من در آن وقت مریض بودم.پس شنیدم که پدرم به اصحاب خود چنین فرمودند:
"ثنا و ستایش خداوند را به جا می آورم به بهترین ستایش و او را در دو حال مسرت و خوشی و گرفتاری حمد می کنم. بار پروردگارا!من حقاْ حمد و سپاس تو را به جا می آورم که ما را به نبوت بزرگوار و مکرم داشتی.و قرآن را به ما تعلیم کردی و در دین ما را فقیه و دانا نمودی. اما بعد،من حقیقتاْ اصحابی با وفاتر و بهتر از اصحاب خودم و نه اهل بیتی نیکو کارتر و با صله و پیوندتر از اهل بیت خودم سراغ ندارم.پس خداون شما را از طرف من به بهترین جزائی پاداش دهد. آگاه باشید که من در رفتن به شما اجازه دادم،پس همگی بروید که عقد بیعت را از شما بگسستم و نسبت به خود ،بر شما عهد و ذمامی ندارم. اینک شب در رسیده است و پوشش آن شما را در بر گرفته است.آن را چون شتر راهواری بگیرید و متفرق شوید." "شمس" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/10/27ساعت 16:38 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
روايت شده است كه چون حضرت سيد الشهداء عليه السلام آهنگ خروج به سوي عراق را نمودند در مكه مكرمه براي ايراد خطبه ايستاده و چنين گفتند: "حمد و سپاس سزاوار خداست.آنچه را كه خدا بخواهد همان خواهد شد و قوه و قدرتي نيست مگر به خدا.و درود بر رسول و فرستاده او باد. مرگ براي فرزندان آدم به مثابه گردنبند بر گردن دختر جوان كشيده شده است. و چه بسيار در آرزو و اشتياق ملاقات و ديدار رفتگان از خاندان خود هستم ،همانند اشتياقي كه يعقوب به ديدار يوسف داشت. و براي من جايي معين و انتخاب شده است كه بايد پيكر من در آنجا بيفتد،و من بايد به آنجا برسم. گويا من مي بينم كه بند بند مرا گرگان بيابان بين نواويس و كربلا از هم جدا مي سازد،و از من شكمبه هاي تهي خود را پر مي كنند و انبانهاي گرسنه خود را سرشار مي نمايند. فرار گاهي نيست از روزيكه در قلم تقدير گذشته است.رضاي خدا رضاي ما اهل بيت است؛بر امتحانات و بلاهاي او شكيبايي مي نماييم ،و او اجر و مزد شكيبايان را به طور اتم و اكمل به ما عنايت خواهد نمود... پس كسي كه در ميان ماست ،و حاضر است جان خود را ايثار كند،و خون دل خود را فدا كند و براي لقاي خدا نفس خود را آماده نموده است،با ما كوچ كند كه من در صبحگاهان عازم رحيل هستم.انشا الله "شمس"
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/26ساعت 12:52 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
کسی که پیرهن عشق تو به تن نکند به صد کفن اگر آید به حشر عریان است
در محشر اگر لطف تو خیزد به شفاعت بسیار بگردند و گنهکار نیابند " با همکاری نور و ضحی " |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/24ساعت 15:34 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
جریان تاریخ در پیداش عاشورا مسعودی در مروٍِِّج الذهب مینویسد: چون معاویة ابن ابی سفیان در ماه رجب سال ۶۰ مرد، مردم کوفه نامه ها به حسین ابن علی نوشتند و از نداشتن یک پیشوای دانا وتوانا شکایت کردند واو را به زمامداری دعوت نمودند. در مدینه والی مدینه خواست از حسین بن علی بیعت بگیرد، حضرت به مکه رفت و از آنجا « مسلم» را به کوفه فرستاد وخود هم در روز عرفه به طرف عراق حرکت کرد. امام حسین"ع" ویاران در شب یکشنبه ۲۸ رجب سال ۶۰ از مدینه به سوی مکه رهسپار شدند و در شب جمعه سوم شعبان به مکه رسیدند. آن حضرت ویارانشان همچنان برای یک قیام بزرگ بر ضد حکومت طاغوتی یزید زمینه سازی می کردند و با گروهها وافراد تماس میگرفتند تا اینکه حضرت ویاران در روز ۸ ذیحجه سال۶۰ از مکه به سوی عراق روانه شدند. بنابراین امام حسین "ع" ویاران حدود نود وپنج روز در مکه اقامت نمودند ودر دوم محرم سال ۶۱ وارد کربلا شدند. وقتی خبر مرگ معاویه وبیعت نکردن امام حسین "ع" با یزید و ورود آن حضرت به مکه در منزل سلیمان بن صرد خزاعی اجتماع اجتماع کردند. پس از گفتگو وبیانات سلیمان، نامه دعوت از امام حسین "ع" برای ورود به کوفه در آن مجلس نوشته شد و افرادی این نامه را با شتاب به مکه نزد حضرت بردند وبه امام تحویل دادند. مردم کوفه نامه های دیگری نیز فرستادند که روی هم ۱۵۰ نامه میشد. جواب نامه امام حسین "ع" به مردم کوفه : بسم الله الرحمن الرحیم از حسین بن علی به بزرگان مومنین : هانی وسعید ، نامه های شما را نزد ما آوردند و آخرین فرستادگان شما بودند که نزد من آمدند. منظور شما را فهمیدم که گفته بودید امامی جز من ندارید واز من خواسته بودید که نزد شما بیایم به امید اینکه خداوند ما وشما را بر حق متحد کند. من برادرم و پسر عمویم و کسی که از میان اهل بیتم نزد من پسندیده است یعنی مسلم بن عقیل را نزد شما می فرستم. از او خواسته ام حسن نیت شما واحوال شما را برایم بنویسد. من هم ان شاء الله تعال نزد شما می آیم. سپس مسلم بن عقیل را فرا خواند ودو راهنما همراه او فرستاد .او را امر به تقوا و لطف به مردم کرد واینکه اگر مردم بر نظر او مجتمع شوند فورا خبر را گزارش دهد. برگرفته از کتاب"روایت کربلا" ز نو آمد محرم به تن کن رخت ماتم به اذن مادر ارباب عالم نور |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/21ساعت 16:44 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
چغـــندر امام صادق:خداوند متعال جذام را از يهود برداشت چون آنها چغندر ميخوردند. امام رضا :به بيماران خود برگ چغندر بدهيد زيرا در آن شفاست وآرامبخش است. خواص: 1.به دليل داشتن اثر راديو اكتيو عمل آندر دستگاه گوارش مهم است. 2.مدر وملين است. 3.در درمان التهاب مثانه ،يبوست وبواسير مفيد است. 4.تصفيه كننده خون است ودر استحكام استخوان موثر است. 5.شيره آن به ساختن سلولهاي قرمز خون كمك مي كند. 6. به دليل دارا بودن خواص هورموني باعث افزايش باروري ميشود. 7. داراي ويتامينهاي "آ"و "ب1"و "ب2"و"ث" ميباشد.
سير رسول خدا "ص": سير بخوريد و خود را با آن معالجه كنيد زيرا در سيـر شفا وبهبودي
هفتاد مرض است. 1.در ضد عفوني كردن معده موثر است. 2.رسوبات خون را حل ميكند از اينرو براي درمان نقرس ورماتيسم مفيد است. 3.پايين آورنده فشار خون است. 4. نيروي جنسي را تقويت ميكند. 5.بهترين درمان جهت فراموشي است. 6. منظم كننده گردش خون است. 7.پوست بدن را خوشرنگ ميكند. 8. روده ها را ازعفونت پاك ميكند . 9. زياد كننده تعريق وادرار است. ..........
شلغم امام كاظم "ع": به خوردن شلغم عادت كنيد زيرا از جذام پيشگيري ميكند. خواص :
1.برطرف كننده سرفه است. 2. نرم كننده سينه معده وروده است. 3. داراي ويتامينهاي "آ" و "ب" و"ث" است. 4. حاوي فسفر، كلسيم و آهن است. 5. در درمان كم خوني مفيد است وافزاينده گلبولهاي سرخ است.
"نور" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/10/17ساعت 17:41 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
در پست "توكل (1) " گفته شد كه: توكل داراي درجات مختلفي است كه اين درجات بر حسب اختلاف مقامات بندگان در بندگي و عبوديت حق مختلف مي باشد. گروه اول را بيان كرديم و اينك گروه دوم: اينها اشخاصي هستند كه يا با برهان و يا با نقل معتقد شدند و تصديق كردند كه حق تعالي مقدر امور است و موثر دردار امور است و قدرت و تصرف او محدود به حدي نيست.اينها در مقام عقل توكل به حق دارند،يعني اركان توكل پيش آنها عقلاً و نقلاً تمام است،از اين جهت خود را متوكل مي دانند.و اركان توكل را اين گونه ثابت كردند كه چند چيز است: حق تعالي عالِم به احتياج عباد است؛ قدرت دارد به رفع احتياجات؛ بخل در ذات مقدسش نيست؛ رحمت و شفقت بر بندگان دارد؛ پس،لازم است توكل كردن بر عالِم قادر غير بخيل و رحيم بر بندگان
زيرا كه قائم به مصالح آنها مي شود و نگذارد از آنها فوت شود مصلحتي اگرچه خود آنها تميز ندهند مصالح را از مفاسد. اين طايفه گرچه علماً متوكل اند،ولي به مرتبه ايمان نرسيده اند. چون هنوز قلباً توكل ندارند. و اما طايفه سوم آنان اند كه تصرف حق را در موجودات به قلوب رسانده و قلوب آنها ايمان آورده به اينكه مقدر امور حق تعالي و سلطان و مالك اشيا اوست.اينها صاحب مقام توكل هستند. ولي اين طايفه نيز در مراتب ايمان و درجات آن بسيار مختلف اند تا به درجه اطمينان رسند و درجه كامله توكل در قلوب آنها ظاهر شود و تعلق و دلبستگي به اسباب پيدا نكنند.
برگرفته از کتاب " چهل حدیث" رهبر کبیرانقلاب حضرت آقای خمینی رضوان الله
ای کاش میشد تمام اظطراب ها و دلهره ها و تنش های قلب را با قلبی آکنده از توکل و اطمینان به حق تعالی به آرامش تبدیل کرد و دلی همچون دریا داشت.
"شمس" |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/10/16ساعت 16:43 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
بادمجان امام صادق(ع): بادمجان بخوريد زيرا درد ومرض را از بين مي برد وضرري در آن نيست وموجب بيماري نمي شود. خواص: 1.ملين 2.مدر 3.تخم آن براي تنگي نفس وزكام مفيد است. 4.داراي ويتامين"آ" فسفر وكلسيم است. ......... @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ پياز حضرت رسول:وقتي وارد شهري شديد از پياز آن محل بخوريد تا بيماري آن محل را از
شما دور كند. امام صادق(ع): پياز دهان را ضد عفوني ميكند،تب را از بين ميبردو نسل را زياد ميكند. خواص: 1.خاصيت ضد عفوني دارد. 2.بسيار مدر است. 3.براي هضم غذا مفيد است. 4.اشتها آور است. 5. به علت داشتن فسفر كارهاي فكري را آسان مي كند.
7.داراي آهن ،آهك،فسفر،پتاسيم،گوگرد،يد،سيـــليس و قند است. ............ @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ كرفس
حضرت رسول(ص):برشما باد به خوردن كرفس كه خوراك حضرت الياس و يوشع ويسع بن نون است. خواص: 1.مؤثر در تقويت معده. 2. تقويت كننده اعصاب. 3.سرشار از سديم ،پتاسيم،كلسيم، فسفرو ويتامينهاي " آ " و" ب" و"ث" است. 4. ادرارآور بسيار قوي است و خاصيت پاك كنندگي دستگاه ادراري و تناسلي دارد. @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ امام صادق :تره بخوريد زيرا تره در ميان سبزيها مانند نان است در ميان ساير خوراكها. روايت است امير المومنين تره را با نمك نيم كوب ميل ميكردند. خواص: 1.داراي مقادير زيادي آهن ميباشد و ويتامينهاي "ث" "ب1"و"ب2". 2. مفيد جهت هاضمه ومدر وملين است. 3.موجب كاهش فشار خون ميشود. ........
"نور" |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/15ساعت 11:33 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
علی رب النوع انواع عظمت ها،قداست ها،زیبایی ها،و احساس های مطلق است. علی ، نمونه متعالی سخنان پاک وصادق و زیبا در حد مطلق است و قهرمان شهامت و گستاخی در میدان جنگ است و مظهر پاکی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است،و اسطوره محبت و رقت و لطافت روح است. و رب النوع عدل خشک و دقیقی است که حتی برای مرد نسبتا خوبی مانند "عقیل" برادرش قابل تحمل نیست،و نمونه اعلای تحمل است در جایی که تحمل نکردن خیانت است و مظهر اعلای همه زیبایی ها و فضایلی است که همواره انسان نیازمندش بوده و نداشته و علی بدین معنی امام است.
با عرض تبریک به مناست عید غدیر به پیشگاه ملکوتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی) این عید سعید را به تمام عاشقان و لایت تبریک می گوییم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/07ساعت 21:35 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
کسی که اعمال بد انجام می دهد ، مانند کسی است که زرهی تنگ به تن دارد و نزدیک است که او را خفه کند ، وقتی کار نیکی انجام می دهد حلقه ای از آن گشوده می شود ، و آنگاه که دوباره کار نیک دیگری انجام دهد حلقه دیگری از آن باز می شود
تا این که زره باز شده بر زمین افتد . پیامبر اکرم (ص) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/07ساعت 0:38 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
عید عارفانه قربان بر عاشقان مبارک
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/09/30ساعت 0:51 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
در روز نهم ذي الحجه حج آغاز مي شود حج اكبر!! حج است و با ترك كعبه آغاز مي شود!!! اينك سفري كه آغاز مي شود، سفر از كعبه و ترك مكه چيست؟؟؟ آهنگ كعبه كردن حج نيست،قبله حج،كعبه نيست؛ در آغاز چنين مي پنداشتي؟ اين خطاست.اكنون بياموز كه حج " به كعبه رفتن" نيست،"از كعبه رفتن "است. اكنون با جانت تجربه كن از توحيد ابراهيم بياموز كه : از هم آغاز مقصد كعبه نبود!!! اكنون تو ،اي كه در بلند ترين قله بندگي به آزادي رسيده اي شايستگي آنرا داري كه بگويندت:
" از كعبه بگذر" تو خود، اينك از كعبه نزديكتري! تو تا "خدا" برو،نه ديگر "حج خانه" كه حج "خداي خانه" كن. عرفات ،آغاز است،آغاز آفرينش ما در اين جهان. در قصه حضرت آدم مي گويند :پس از هبوط (آغاز زندگي آدم روي زمين) در اينجا براي نخستين بار "آدم و حوا" يكديگر را باز "شناختند". عرفات يعني "شناخت". در حج نخستين حركت از "عرفات"،آغاز "آگاهي" و "بينايي" "آزادي از بند طبيعت"،"آشنايي" و "پيوند مهر"و "شناخت طبيعت و انسان" در روشني تابناك آفتاب. خورشيد كه غروب كرد،عرفات پايان مي گيرد.
پاره ای از اعمال شب و روز عرفه:
در شب عرفه سفارش شده است به زيارت امام حسین (عليه السلام) اگرچه به يك سلام از راه دور باشد كه اگر در فضای باز باشد بهتر است. همچنین خواندن دعاي (اللهم يا شاهد كل نجوي....) كه در مفاتیح آمده است بعد از نماز عشاء سفارش شده است. عبادت در اين شب ارزش 170 سال عبادت را دارد. روز عرفه نيز اعمالي دارد به قرار زير: 1- غسل كه زمان انجام دادن آن از اذان صبح تا اذان ظهر مي باشد. 2-زيارت حضرت حسين عليه السلام كه برار ده حج و ده عمره و ده جهاد است.و بايد سعي شود كه حتي با يك سلام از راه دور اين زيارت را به جاي آوريم.و موقع آن بعد از نماز عصر و قبل از اعمال روز عرفه مي باشد. 3-بعد از نماز عصر و زيارت امام حسين 2 ركعت نماز مخصوص روز عرفه خوانده شود كه در ركعت اول حمد+توحيد و در ركعت دوم حمد + كافرون خوانده مي شود. همچنين خواندن 4 ركعت نماز ويژه كه در هر ركعت حمد + 50 توحيد تلاوت مي شود. 4- به ياد آوردن گناهان و پافشاري در استغفار و مغفرت و خواندن دعاي عرفه با توجه به معاني اين دعاي ارزشمند.
"شمس"
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/09/28ساعت 14:3 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
معناي حج حج در لغت به معني قصد وهدف قرار دادن كاري مي باشد و در اصطلاح شريعت به اين معنا است: قصد به سوي خانه خدا براي انجام مناسك ويژه آن كه وابسته است به اوقات معين. معناي حج وابسته به معناي مناسك است كه از "النسك" يعني عبادت گرفته شده كه قرآن نيز به آن اشاره دارد. مناسك جمع منسك است كه اسم زمان ومكان بوده وبه معناي زمان ومكان عبادت است كه در اصطلاح عبارت است از 3 امر عبادت ، اطاعت و اعمال. حج ، يكي از اركان اسلام است، ائمه پيوسته در لحظات حساس سفارش به آن نموده اند: حضرت علي در آخرين لحظات حيات ناسوتي خود فرمودند: تا زنده هستيد كعبه را خالي نگذاريد .رسول خدا مي فرمايند : يا علي كسي كه حج را ترك كند در حاليكه مستطيع مي باشد كافر است . در جاي ديگر مي فرمايند: اي مردم خدا حج را واجب كرد و كسي كه انجام ندهد در هر حال كه بميرد حتي در حال روزه كافر مرده است. تارك حج كور محشور ميشود در آيه 71 سوره اسري آمده كه هر كس در اين دنيا كور باشد در آخرت نيز خواهد بود ( كوري باطني) امام صادق عليه السلم فرمودند اين آيه در حق كسي نازل شده كه حج را به تاخير انداخته تا زماني كه مرگ او را فرا گرفته است. ترك حج موجب هلاكت باطني است حضرت علي عليه السلام فرمودند هرگز حج را ترك نكنيد كه در قبال آن هلاكت الهي را در پيش روي خواهيد داشت. ونيز امام صادق عليه السلام: ا گر مردم حج را ترك كنند دچار بلا ميشوند. حج بار عام خداوند در هستي است در قران آمده است كه( 27حج) در ميان مردم اعلام كنيد كه مردم سواره يا پياده به سوي حج بشتابند. (25حج)و مسجد الحرام را قرار داديم براي جايگاه مردم . رسول خدا فرمودند: سه گروه مهمان خدا هستند رزمنده ، حاجي، معتمر. امام صادق عليه السلام فرمودند همانا مهماني خدا حج و عمره است،از زماني كه از منزل خارج ميشويد مهمان خداييد تا زماني كه باز گرديد . حاجي از آتش جهنم وعذاب الهي معاف ميشود امام صادق عليه السلام: هر كس حج واجبي را به جاي آورد خداوند آتش قيامت را از او بر ميدارد.
"نور" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/09/26ساعت 23:58 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
بكاء العيون و خشيه القلوب من رحمه الله گريه چشم ها ،و ترس دلها ، از نشانه هاي رحمت پروردگار است . Tears ( af eyes ) & fears ( in hearts ) are tow signs of God s mercy . آنان كه دو چشم اشكباري دارند حال خوش ، قلب بيقراري دارند دانند كه لطف حق شده شاملشان در باغ جنان برگ و باري دارند |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/09/22ساعت 1:5 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
"توكل" در لغت به معني اضهار عجز است و اعتماد بر غير است. توكل داراي درجات مختلفي است كه اين درجات بر حسب اختلاف مقامات بندگان در بندگي و عبوديت حق مختلف مي باشد. عامه مردم به توحيد ايمان دارند و حق تعالي را خالق تمام امور و كليات جواهر و عناصر اشيا مي دانند اما تصرف او را محدود مي دانند و احاطه ربوبيت را قائل نيستند!!!!! اينها برحسب لقلقه زبان گاهي مي گويند تقديرات الهي حق است و همه چيز در تصرف اوست و هيچ موجودي بي اراده مقدسه او موجود نمي شود ولي حقيقتا صاحب اين مقام نيستند، نه از لحاظ علمي و نه شهودي و نه وجداني!! اين دسته از مردم علم به ربوبيت حق تعالي ندارند و توحيدشان ناقص است و از ربوبيت حق و سلطنت او غافلند و توجه آنها به اسباب و علل ظاهره است.اينها داراي مقام توكل نيستند جز به لفظ و ادعا.و در امور دنيا به هيچ وجه اعتماد به حق نمي كنند مگر به دليل وجود اسباب ظاهري. البته گاهي به حق توجه مي كنند و از او چيزي مي طلبند كه اين امر يا از روي تقليد است و يا از روي احتياط زيرا كه مي دانند اين كار ضرري كه ندارد بلكه احتمال نفع نيز در آن هست.البته در اين حال رايحه اي از توكل در آنها هست. جالب است كه اين دسته از مردم كه در كارهاي دنيايي هيچ تمسك و توكلي ندارند راجع به امور آخرت خيلي لاف از توكل مي زنند!!!!!!!!! در هر علم و يا عبادت و اطاعتي كه سستي كنند و تنبلي نمايند فورا اظهار اعتماد بر حق و فضل او و توكل بر او مي نمايند. مي خواهند با لفظ "خدا بزرگ است" و "متوكليم به فضل خدا" درجات آخرتي را تحصيل كنند اينها همه مكايد نفس و شيطان است.
بر گرفته شده از کتاب چهل حدیث حضرت آقای خمینی رحمت الله علیه
انشا الله که ما این گونه نباشیم. "شمس" |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/09/18ساعت 12:15 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
اي كارنده غم پشيماني در دل هاي آشنايان! اي افكنده سوز در دل تائبان! اي پذيرنده گنهكاران و معترفان! كس بازنيامد،تا باز نياوردي. وكس راه نيافت تا دست نگرفتي، دست گير كه جز تو دست گير نيست ، درياب كه جز تو پناه نيست.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/09/17ساعت 23:39 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
در کتاب المراقبات درباره این روز آمده:در این روز خانه کعبه برقرار شد و زمین در زیر آن کشیده و پهن شد،آدم به زمین فرود آمد وحضرت عیسی متولد شد و در آن روز رحمت الهی انتشار یافته است .در مورد این روز حضرت علی علیه السلام میفرمایند: نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل گشت در روز۲۵ ذی القعده بوده است هرکس در این روز روزه بدارد وشب آن را قیام به نماز کند عبادت ۱۰۰سال باشد که شبها قیام کرده وروزها روزه گرفته وهر جماعتی که در این روز گرد هم آیند وبه ذکر پروردگار مشغول باشند ،متفرق نخواهند شد تا حاجاتشان برآورده گردد.
"نور" |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/09/15ساعت 0:26 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
امام باقر(ع) *در نمك شفاي هفتــاد نوع از دردهاست. *بزرگترين دامهاي شيطان خوردن خاك وگل است. امام صادق(ع) *سزاوار نيست مومن از خانه بيرون رود وصبحانه نخورده باشد. *چيزي در حال راه رفتن مخورمگر مظطر باشي. *هر گاه مسلماني طعام بخورد و چون لقمه را بردارد بگويد بسم الله والحمدلله رب العالمين پيش از آنكه لقمه به دهانش برسد خدا گناهانش را بيامرزد. بر روي هر ميوه سمي است پس ابتدا بشوئيد بعد بخوريد. امام موسي كاظم(ع) *ظرف طلا ونقره متاع جماعتي است كه يقين به آخرت ندارند. *اگر مردم در غذا خوردن ميانه رو باشند هميشه بدنشان سالم ميماند. شام را ترك نكنيد اگر چه بقدر پاره نان.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/09/11ساعت 19:58 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
*هركه در دنيا در ظروف طلا ونقره آب خورد در آخرت از ظروف طلا ونقره بهشت محروم ميشود. *حضرت نهي مي فرمودند از دميدن در خوردني وآشاميدني. *هنگام غذا خوردن بسم الله الرحمن الرحيم ميگفتند وقبل از مهمان شروع ميكردند. *چون 4 چيز در طعام جمع باشد آن غذاي كاملي است :حلال باشد، افراد زيادي از آن ميل كنند، اولش نام خدا گفته شود و آخرش حمد الهي. *ملعون است كسي كه بنشيند برسفره اي كه بر آن شراب خورند. *يا علي در اول غذا وآخر آن نمك بخور كه با اين كار خداوند دفع ميكند هفتاد بلا را. *چون سفره گسترده ميشود چهار هزار ملك دور آن را احاطه ميكنند اگر بنده اي بسم الله گفت ملائكه ميگويند خدا بركت فرستاد بر شما وبرطعام شما پس به شيطان ميگويند بيرون رو اي فاسق كه تورا از ايشان سودي نيست واگر در آخر حمد خدا گفت ملائكه ميگويند خدا تورا نعمت داد وتو شكر آن بجا آوردي ،ولي اگر بســــم الله نگويد ملائكه ميگويندبه شيطان بيا اي قاسق وبا ايشان طعام بخور واگر حمد خدا نگويد ملائكه ميگويند خدا به او نعمت داد اما اوخدا را فراموش كرد. روايت است از رسول خدا هرگاه ميوه تازه (نوبرانه) مي ديدند مي بوسيدند وبر هردو ديده ميگذاشتندو مي فرمودند :خداوندا چنانكه اولش را در سلامتي به ما نماياندي آخرش را هم در سلامتي به ما بنما.
امام علي (ع) *ترك طعام شب انسان را پير ميكند. *هركه خواهد خير در خانه اش زياد گردد پيش از غذا دست بشويد. *هركه در اول طعام نام خدا ببرد ودر آخر شكر او به جا آورد از آن طعام از او سوال نكنند. *بخوريد آب باران كه بدن را پاك ميكنداز بيماري ودردها. امام حسن(ع) *شستن دست پيش از غذا ،فقر را برطرف مي كند وبعد ازغذا غم وغصه را.
"نور" |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/09/07ساعت 0:34 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
از رسول خدا روايت است در ذي القعده شب مباركي است وآن شب پانزدهم آن ماه است كه خداوند به بندگان مؤمن خود نظر به رحمت مينمايد وبه كسي كه در آن شب عمل به طاعت خدا كرده باشد اجري معادل اجر 100 نفر روزه دار كه چشم به هم زدني نافرماني خدا نكرده باشند عطا ميفرمايد؛ پس چون نيمه شب شود در عمل به طاعت خدا ونماز وطلب حاجات پرداز ؛ كه روايت شده است باقي نمي ماند احدي كه از خدا حاجتي بخواهد مگر اينكه خداوند عطا نمايد. عمل در اين شب به جهت آنكه مشهور نيست وعمل كننده به آن كم است از خصوصيتي برخوردار است كه در اعمال ديگر شبها نيست و نزد مراقبان امور با اهميت است؛بنابر اين به پاسخ دادن به منادي كرامت خدا با كمال شوق مبادرت كن وفرصت را غنيمت بشمار واز خواب خود بيدار شو ! "المراقبات" "نور" |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/09/04ساعت 15:48 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «برتری قرآن بر سایر سخنان همانند برتری خداست بر بندگانش.» قال علی علیه السلام: « کسی با این قرآن همنشین نشد مگر آنکه چون از نزد آن برخاست با زیادی و کاستی همراه بود:زیادی در هدایت و کاستی در کوردلی.» «کسی که قول خدا را رهنمای خود گیرد به استوارترین راه هدایت شود.» «خواندن قرآن از روی مصحف بر خواندن آن از حفظ فضیلت دارد.» قال علی بن الحسین علیه السلام: « اگر همه آنان که بین مشرق و مغرب اند بمیرند وحشت نکنم آنگاه که قرآن با من باشد.» قال الصادق علیه السلام: « خداوند در کلامش برای خلقش تجلی کرده ولکن ایشان بصیرت ندارند.» «قاریان قرآن سه گونه اند: کسی قرآن خواند از برای آنکه از سلاطین منفعت طلبد و بر مردم فخر فروشد که این شخص از اهل دوزخ می باشد. کسی قرآن بخواند و حروفش را رعایت کند و حدودش را ضایع کند که این نیز اهل دوزخ است. کسی قرآن خواند ولی به خود مشغول باشد و به حکم قرآن عمل کند و به متشابهاتش ایمان آورد واجباتش را به پا دارد و حلالش را حلال داند و حرامش را حرام سازد.این شخص کسی باشد که خداوند او را از فتنه های گمراه کننده برهاند و از اهل بهشت باشد و درباره هر که خواهد شفاعت کند.» « نگاه کردن به قرآن (بدون خواندن آن) عبادت است.» «قرآن پیمان خداون است با بندگانش .شایسته است که انسان مسلمان در پیمان خود نظر کند و هر روز پنجاه آیت از آن بخواند.»
" شمس " |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/09/04ساعت 11:58 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
کسی که از بخشیده خود باز گردد مانند سگی است که بخورد تا سیر شود ، آنگاه استفراغ کند و دوباره استفراغ خود را بخورد . پیامبر اکرم (ص)
"ضحی" |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/09/02ساعت 0:57 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
فضائل حضرت رضا عليه السلام
نام شريف آن حضرت علي وكنيت آن حضرت ابو الحسن ومشهورترين القاب آن حضرت رضا است ،القاب ديگرشان صابر ،فاضل ، رضي و...... حضرت امام موسي عليه السلام پيوسته فرزند پسنديده خود را رضا مي ناميد ،پدر آن حضرت موسي بن جعفر عليه السلام بود ومادر آن حضرت امّ ولدي بود كه او را تـكتم نجمه ، سمانه ، ام البنين وخيزران نيز گفته اند. نجمه خاتون مي فرمايد از وقتي كه حامله شدم پسرم علي را احساس سنگيني حمل نداشتم ،از بطن خود صداي تسبيح وتكبير ميشنيدم ودر من هراسي به وجود مي آمد و پس از آن كودك سكوت ميكرد بعد از تولد دستها را برزمين نهاد وسر را بلند كرد وچيزهايي را زمزمه ميكرد، پدرشان بر من وارد شدند وگفتند تهنيت باد وگوارا بر تو اي نجمه و من كودك را در پارچه سفيدي پيچيدم ايشان اذان و قامه در گوش کودک فرمودند و با آب فرات كام او را باز كردند حضرت رضا قلبي رئوف ومهـــربان داشت هرگز كسي را بواسطه خطا يا اشتباهي نميرنجانيد وبا تندي وعتاب باز خواست نمي فرمود به زير دستان خويش بد و ناسزا نمي گفت و پيوسته با تبسم وخوشروئي سخن مي گفت . غذا را حتما با خدمتگزارانش ميل ميفرمود.بيشتر ساعات شب وروز را در بيداري وعبادت ميگذراند ،بسيار كم خوراك بود وبيشتر روزهاي سال را روزه بود. هنگام نماز صبح آنقدر سر بهر سجده مي نهاد تا آفتاب همه جا را ميگرفت آنگاه بر مي خواست ودر مجلس روزانه شركت ميكرد تا فضلا ودانشمندان به حضورش ميشتافتند و از وجودش كسب فيض مي نمودند، هرگز ديده نشد سؤالي را بدون جواب بگذارد و راه حل مشكلي را نشان ندهد.
هرگز ديده نشد حضرت رضا عليه السلام كلام كسي را قطع كند ، حاجت كسي را كه در توان او بود بر نياورد،هيچگاه در حضور كسي كه با او نشسته بود پا دراز نفرمود،هيچگاه قهقه نميزد بلكه خنده او تبسم بود. امام رضا به زبانهاي مختلف آشنا بود ايشان از هر دياري غلامي داشت وبا هر يك به زبان خودش سخن ميگفت . در علم طب نيز سرآمد بود ودستوراتش موجب شفاي بيماران ميگرديد. همينطور از هواشناسي وعلوم جوي آگاهي داشتند..... "نور"
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/30ساعت 11:39 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
پروردگار؛ اي كفايت كننده فرد ناتوان،و اي نگهدارنده امر وحشتناك،گناهم مرا بي كس و تنها كرده است و هيچ يار و همراهي جز تو ندارم... مي دانم كه به زودي به سوي تو باز خواهم گشت و از لقاي تو مي ترسم و در هراسم و هيچ تسكين دهنده اي براي ترسم وجود ندارد. پروردگارا؛ اگر روي كريم خويش را از من برگرداني يا از فضل و احسان بزرگ محرومم داري يا روزيت را بر من دريغ نمايي،يا اگر وسيله و سبب رحمتت را از من قطع كني جز تو راهي به سوي چيزي از آرزويم نمي يابم... پروردگارا؛ من شب را به روز ميآورم و روز را به شب مي رسانم در حالي كه بنده خوار توام،و به ناتواني و بيچارگي خويشتن اعتراف مي كنم... پروردگارا؛ بر محمد و آل او درود فرست و نگذار كه ياد تو از ياد برم و نعمتهاي تو را فراموش كنم... در دلم پر هيزكاري از خودت را الهام كن و بدنم را در آنچه مقبول تو است بكار گمار ... قلبم را از هرچيز غير از محبت توست خالي كن و به ياد خود مشغول گردان...
قسمتی از دعای ۲۱ صحیفه سجادیه
"شمس" |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/08/29ساعت 22:8 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/08/20ساعت 22:47 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
السلام علیک یا علی بن موسی ایها الرضا یابن رسول الله
در ادامه مطلب آداب زیارت شرح داده شده است. "شمس" ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/08/20ساعت 11:25 توسط خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
الهی !
من به بهشت و حور چه نازم ! مرا نفسی ده تا با آن بهشتی سازم . |
| پیوندهای روزانه |
|
سجده باعث پیشگیری از سکته می شود پیامهای اجتماعی وتربیتی(2) پیامهای اجتماعی وتربیتی(1) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
| نویسندگان |
|
خواهـــــــران خورشــــــــــــيد: نور شمس ضحی |
|
RSS
|